مهدى فرمانيان

107

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

تاكنون نيز همان نظريه مورد قبول اكثريت زيديه است . براساس اين نظريه ضمن تأكيد بر وجود نص بر امامت امام على ( ع ) و حسن و حسين ( ع ) و تأكيد بر نپذيرفتنى بودن خلافت خلفاى سه‌گانه و نكوهش عمل آنان ، حكم به كفر و فسق آنان نمىشود و به نوعى در مورد تعيين ميزان خطاى آنان توقف مىشود . البته برخى از امامان و شخصيت‌هاى زيديه تندروتر از اين جريان حركت كرده ، مخالفت خلفاى سه‌گانه را با نص قطعى ، مصداق ظلم در حق اهل بيت و امت اسلامى مىدانند ، و تا سر حد تكفير و تفسيق آنان نيز پيش رفته‌اند ؛ همان‌گونه كه جريان ديگرى نيز راه تفريط را پيش گرفته ، خلافت خلفاى سه‌گانه را توجيه مىكنند . تمايل به نظريات اهل سنت همواره در داخل زيديه به‌عنوان يك جريان مطرح بوده است . « 1 » معاد معاد و وعد وعيد به‌عنوان يكى ديگر از محورهاى اصول اعتقادى زيديه مطرح است . همان‌گونه كه اشاره شد زيديه همچون معتزله با اعتقاد به اصل « المنزلة بين المنزلتين » بر اين باورند كه مرتكب كبيره نه كافر و مشرك است و نه مؤمن ، بلكه او مسلمانى فاسق است . همچنين معتقدند مرتكب گناه كبيره مىتواند با توبه جدى در اين دنيا ، خود را از خطر هلاكت و عذاب دائم الهى نجات دهد ؛ ولى اگر بدون توبه از دنيا برود به مقتضاى وعيد خداوند ، در جهنم و عذاب الهى گرفتار خواهد آمد و راه نجات و خلاصى براى او متصور نيست و تنها تفاوت او با كافران و مشركان ، تفاوت در مرتبه عذاب و شدت آن است . اين ديدگاه زيديه مطابق با ديدگاه معتزله و بر خلاف ديدگاه اماميه و اغلب مسلمانان است كه معتقدند مانعى ندارد كه مرتكب كبيره پس از يك دوره گرفتارى در عذاب الهى از آن نجات يابد و ورود به جهنم با خلود و جاودانگى در آن ملازم نيست .

--> ( 1 ) . ر . ك : شرح الاصول الخمسة ، ص 761 ؛ ابن مرتضى ، القلائد فى تصحيح العقائد ، ص 95 ؛ ابراهيم بن محمد مؤيدى ، الاصباح شرح المصباح ، ص 165 ؛ عبد اللّه بن حمزه ، المجموع المنصورى ، ج 2 ، ص 380 .