حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
71
شرح دعاى صباح ( فارسى )
رحمت است . يعنى : و اين بارهاى سنگين گناهان من است كه دفع كردم آنها را به واسطهء مهربانى و رحمت تو . و هذه أهوائى المضلّة وكلتها إلى جناب لطفك . « 1 » اهواء به قرينهء توصيف او به مضلّة وساوس شيطانى است كه داعى به مخالفت حق شود نه هواجس نفسانيّه است كه در آنها حظوظ نفس است . يعنى : اين هواهاى نفس من كه گمراه كننده است واگذار نمودم آنها را به جناب لطف تو و مقصود از اين كلام اعتصام به حول و قوّه الهى است . فاجعل اللّهمّ صباحى هذا نازلا بضياء الهدى و السّلامة في الدّين و الدّنيا ، فاجعل . تفريع است بر فقرات سابقه ، صباحى مفعول و هذا بدل از اوست نازلا علىّ مفعول ثانى ، اجعل بضياء ، با از براى مصاحبه است و الدّين في الاصل به معنى جزا است و در اينجا مراد سبب جزا [ 1 ] است كه ايمان و اطاعت باشد ، دنيا مؤنّث أدنى است كه مشتق از دنوّ به معنى نزديكى است چو او به انسان حىّ نزديكتر از آخرت است يا مشتق از دنائة به معنى پستى است و پر واضح است كه دنيا پستترين عوالم است و مراد از دنيا در اينجا حيات طبيعيّه است . يعنى : پس قرار بده بار الها صبح مرا همين صبح حاضر نازل شونده بر من با ضياء و روشنى هدايت چنانچه نازل است ضياء شمس براى هدايت طرق ، طرق و شوارع و با سلامتى در دين و ايمان و سلامتى حيات دنيوى . و مسائى جنة من كيد العدى « 2 » و وقاية من مرديات الهوى . عطف است بر صباحى ، جنّة به ضمّ ميم به معنى مكر و خدعه ، عدى جمع عدو و
--> [ 1 ] از باب علاقهء سبب و مسبّب ، به مجاز ( ايمان و اطاعت ) را كه سبب است اراده كرده و ( دين ) را كه مسبّب است ، آورده است . ( 1 ) در مفاتيح پس از « لطفك » و رأفتك آمده چنان كه در جملهء قبل به جاى « برأفتك » بعفوك آمده است . ( 2 ) در مفاتيح از بعضى نسخ ( الأعداء ) نقل شده است .