حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
66
شرح دعاى صباح ( فارسى )
صعوبت است بل كاد أن يكون محالا و أصعب از اين ، رفع اين شرك است ، به مجاهده و رياضت و فقنا الله لذلك ! چو بسا بوده كه بعض مقرّبين از بعض مراتب خفيه اين شرك خالى نبودهاند چنانچه از كلام اللّه و اخبار معلوم مىشود و اين مقام مقتضى تفصيل نيست ، غرض وجه اخرى كه حق ، غايت مطلوب انسان است چنانچه سابقا هم اشاره شد به آنكه اكمل و اجمل از انسان موجودى نيست سواى حق ، پس حق مطلوب انسان گردد چو مطلوب بما هو مطلوب بايد اكمل باشد از طالب بما هو طالب و في الحديث القدسى : « يابن آدم خلقت الأشياء لأجلك و خلقتك لأجلى » [ 1 ] و نفرمود خلقتك للجنة او غير ذلك و مىشود كه وجه بيرون كردن آدم را از بهشت اين باشد كه حق تعالى نخواست كه ميل آدم به غير او رود و اگر در بهشت مىماند مايل و محبّت به او پيدا مىكرد يا بيرون كرد تا محبّت بهشت از قلب او بيرون رود چنانچه در خبر است كه چهل سال از فراق بهشت گريه كرد . [ 2 ] إلهى كيف تطرد مسكينا التجأ إليك من الذّنوب هاربا . كيف استفهاميّه است ، مسكينا مفعول تطرد ، در اينجا به معنى فقير است كما قيل المسكين و الفقير كالظرف و الجار و المجرور اذ اجتمعا افترقا ، اجتمعا [ 3 ] و الفقير الحقيقى آن است كه مالك نباشد صفتى و نه فعلى و نه وجودى را كما قال تعالى : « ايُّهَا النَّاسُ انْتُمُ الْفُقَراءُ ، وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ » [ 4 ] پس آنچه دارا باشد ، ممكن ، از حق است و از خود دارايى ندارد و الاّ ممكن
--> توحيدى ، ص 89 : خيزش شرك براى امّت من دقيقتر ( و نامحسوستر ) از حركت مورد سياه در شب تاريك و ظلمانى است روى سنگ سخت ! [ 1 ] علم اليقين ، ج 1 - 381 : اى فرزند آدم ! من همه چيز را براى تو و تو را براى خود آفريدم . [ 2 ] در خبر است كه آدم و حوّا عليهما السّلام چهل سال در فراق بهشت گريستند و از جمله بكائين عالم مىباشند . [ 3 ] بايد عبارت چنين مىبود : اذا اجتمعا افترقا و اذا افترقا اجتمعا كه سهو القلم از نويسنده و يا خطاى در استنساخ است . [ 4 ] فاطر - 15 : اى مردم شما ( همگى ) نيازمندان به خدا هستيد ، تنها خداوند است كه بىنياز و شايستهء هر گونه حمد و ستايش است .