حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
67
شرح دعاى صباح ( فارسى )
نخواهد بود و لذا نبى اكرم صلى اللّه عليه و آله فرمود : « الفقر فخرى » « 1 » چون فقر عبد التفات است به اينكه الملك كله لله الواحد القهار و اين فخر عبد در كمال ممدوحية است ، اگر التفات به او حاصل شود و لكن فقير در عرف ، آن باشد كه ضيق معيشت داشته باشد با عدم صبر و رضا به آن و اين ، آن فقرى است كه فرمود : « كاد الفقر ان يكون كفرا » « 2 » . اليك متعلّق است به التجأ ، من الذنوب متعلّق است به هاربا و هاربا حال است از فاعل التجأ . چون داعى كوبيد باب رحمت واسعه را هاربا من الذنوب و راجيا للمغفرة و احتمال داد كه نا اميد و مأيوس گردد به واسطهء بدى اعمال و اخلاق و عدم استعداد چون عطا در آنجا بىاستعداد و قابليّت نخواهد بود لهذا استيناس فرمود ثانيا و اضافه داد رب را به سوى خود و عرض نمود : اى معبود من ، چگونه طرد و منع مىكنى فقيرى را كه ملتجى شده است به سوى تو در حالى كه از ذنوب خود گريخته ؟ ! ام كيف تخيّب مسترشدا قصد إلى جنابك ساعيا . ام منقطعه ، كيف استفهاميه است . جناب به فتح و كسر به معنى فنا است . ساعيا حال است از فاعل قصد و در بعض نسخ ضاقيا به معنى متقرّبا و احتمال دارد كه ساغبا به غين معجمه و باء موحّده باشد و تصحيف شده باشد به ساعيا يعنى جاعيا و تاعبا و اين احتمال اقرب و انسب است لفظا به جهت حصول سجع با شاربا و هاربا و امّا معنا به جهت حصول مشابهت تامّه بين احتياج مذنب به غفران و ناقص به كمال و فقير به غنى و بين احتياج گرسنه به غذا پس ساغبا متضمّن تشبيه معقول است به محسوس و استعارهء محسوس است از جهت معقول ، تقريبا للأذهان و تفهيما للأفهام [ 1 ] پس خالى از لطف نيست . ام كيف تردّ ظمآنا ورد إلى حياضك شاربا ، ام منقطعه و كيف استفهاميه است . ترد فعل و فاعل ، ظمآنا مفعول به ، به معنى عطشان ، ورد إلى حياضك صفت ظمآن است .
--> [ 1 ] همان طورى كه مىدانيم ، استعاره در حقيقت خلاصه شدهء تشبيه است كه مشبّه ( مستعار له ) به تنهايى ذكر مىشود و يا مشبّه به ( مستعار منه ) و در اينجا به منظور نزديك ساختن به اذهان و بهتر فهماندن مطلب تشبيه معقول به محسوس كرده و استعاره آورده است محسوس را از معقول . ( 1 ) سفينة البحار ط ، نجف ، ج 2 - 378 ، گلستان سعدى 176 . ( 2 ) احاديث مثنوى مولوى ، ص 45 .