حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )

48

شرح دعاى صباح ( فارسى )

لاحترقت » [ 1 ] . عقل اگر غالب شود پس شد فزون * از ملائك اين بشر در آزمون « 1 » و اگر كه اين مركب مؤدّب و افسار كرده نشد ، عقل را اسير خود نمود « اوُلئِكَ كَالانْعامِ بَلْ هُمَ اضَلُّ » [ 2 ] در حقّش گفته شود ، چو حيوانات به واسطهء نقصان ادراك چندان مفسدهء بر وجود آنها مترتّب نشود ، به خلاف آدمى صورت ، كه تابع نفس شود ، چو عقل اسير نفس است و به واسطهء عقل ادراك كند ، راههاى شر و فساد را و دور تر شود از صراط المستقيم . مثل انسان در اين مقام مثل اهل شهرى است كه آنها را در شهر ديگر به مهمانى طلب كرده‌اند و اين‌ها همه سواره رو به آن شهر روند لكن مراكب اين‌ها مختلف باشد ، بعضى مؤدّب و تربيت شده و مثل برق مىروند به راه مقصود و بعضى بىتربيت و لكن با لجام كه گاهى از راه بيرون رود باز به زحمت به راه آورده شود و بعضى بىافسار و بىشلاّق سوار باشند لكن مركبشان از راه به هواى علف بيرون رود و به هر جا كه خواهد ، برود و اين سوار آنچه ديرتر در پى تدبير بر آيد از راه مقصود دور تر شود ، پس شخص به محض آن كه از خواب غفلت بيدار شد و ملتفت از راه منحرف شدن خود شد ، به زودى در پى علاج بر آيد چو بسا هست كه عمر وفا نكند تا راه پيدا شود - اللهم وفقنا و اهدنا صراطك المستقيم [ 3 ] - امير عليه السّلام در بعضى از خطب در منبر كوفه مىفرمود : به اين مضمون اى مردم ! خيال نكنيد كه على طريق معاش و چيز خوردن و پوشيدن را نمىداند و اللّه اگر بخواهم به كسب حلال از لبّ اين گندم و عسل مصفّى و سينهء مرغ خوراك خود قرار دهم و از لباسهاى نرم و نازك و ابريشمين لباس خود قرار دهم ، مىتوانم [ 4 ] لكن هيهات

--> [ 1 ] از جملات حديث معراجيّه است كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : جبرئيل همراه من بود تا به جايى رسيديم كه گفت : اگر بند انگشتى نزديكتر شوم ، خواهم سوخت . كنايه از اين كه مرتبه‌اى از قرب حق مخصوص انسان كامل و خاصّ مقام خاتميّت است . [ 2 ] اعراف - 179 : آنها همچون چهارپايانند بلكه گمراهترند . [ 3 ] مؤلّف قدس سره با اضافهء « صراط » به ضمير مخاطب ( با اينكه صراط مستقيم جز صراط خدا نيست ) اختصاص و تأكيد بيشترى را منظور كرده است . [ 4 ] نهج البلاغه صبحى صالح ، نامه به عثمان بنى حنيف ( 45 ) ، ص 416 - 420 : « . . . و لو شئت لا ( 1 ) مثنوى معنوى ، دفتر چهارم ، ص 204 ، سطر 3 .