حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
95
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
هستى اثبات است . و مبرا از هستىاش است ، او جز او نشناسد ، صاحب جلال و اكرام است . آفرينندهء ارواح و اجسام است . 11 بستان معرفت 1 . عالم سيد غريب ابو عماره حسين بن منصور حلاج گويد : معرفه در نكره پنهان است . و نكره در معرفه پنهان است . نكره صفت عارف يا زينت ( آرايش ) اوست . و ناآگاهى صورت اوست . و صورت معرفت فهمها پنهان و پوشيده است . پس عارف چگونه او را مىشناسد درحالىكه چگونه نيست ( كيفيت ندارد ) و كجا او را مىشناسد ؟ درحالىكه او در جايى نيست . چگونه به او مىرسد ؟ درحالىكه وصالى در كار نيست . چگونه از او جدا شود ؟ درحالىكه جدايى وجود ندارد . معرفت فقط دربارهء محدود نيست و نيز دربارهء معدود و مجهود ( كوشنده ) و مكدود ( مغلوب ) نيست . 2 . معرفت و راى هر ورايى است ، وراى هر نهايتى و وراى هر همتى و وراى هر رازى و وراى هر خبرى و وراى هر ادراكى است . همه اينها كه گفتم نبودند ، سپس بوجود آمدند . و آنچه نباشد و آنگاه بوجود آيد جز در مكان پديد نيايد . و آنكه همواره پيش از جهتها و سببها و ابزارها بوده است ، چگونه جهتها او را دربر گيرند و چگونه پايانها به او ملحق مىشوند . 3 . و كسى كه گفت : او را با نيستى خود شناختم . چگونه ممكن است كه مفقود ، موجود را بشناسد ؟ 4 . و كسى كه گفت : او را به وجود خويش شناختم . دو ذات هرگز باهم نباشند . 5 . و كسى كه گفت : او را هنگام ناآگاهى شناختم ، ناآگاهى حجاب است و معرفت وراء حجاب است و سخن او درست نيست . 6 . و كسى كه گفت : او را با اسم شناختم . اسم از مسمى جدا نشود . زيرا آن مخلوق نيست .