حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
93
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
3 . دايرهء اول ، ظاهر است ، دايرهء دوم باطن است و دايرهء سوم اشاره است . 4 . اين همه پديد آمده و هستى يافته ، و آنچه پيرامونش مىگردند ، آنچه پيموده شده و در افسانهها گفته شده ، و انكار شده و مغرور و از نفس افتاده است . 5 . در درون ضماير جارى و مواج و سردرگم ، درهم كوبيده و شرمسار ، و شعلهور و دگرگونشونده است . اما جارى بودن الهام است و مواج و دگرگونكنندهء اوصاف هستند و شعلهوركنندهء بيان است . و مواج بودن شواهدند . 6 . و همهء اينها مخلوقات و آرايههاى اوست . 7 . اگر گويم : اوست ، گويد : توحيد را نگويد . 8 . اگر گويم : توحيد مناسب حق بود . گويند : كى چنين بود . 9 . اگر گويم : بىزمان است ، گويند : معناى توحيد تشبيه است و تشبيه سزاوار اوصاف حق نيست ، توحيد را به حق نسبت ندهند و به خلق نسبت ندهند . زيرا عدد ، محدود كردن است . اگر توحيد را به آن اضافه كنى ، حادث مىشود ، و حادث از صفات حق نيست . ذات حق يگانه است ، و از او چيزى هويدا نشود و چيزى از معانى حق و باطل او را خدشه نكند . 10 . اگر گويم : توحيد كلام است ، درحالىكه كلام صفت ذات است و نه خود ذات . 11 . اگر گويم : اراده كرد كه يگانه باشد . اراده نيز صفت ذات است . و خواستهها مخلوق هستند . 12 . اگر گويم : اللّه توحيد ذات مىشود و ذات توحيد مىشود . 13 . اگر گويم : اللّه غير ذات است ، پس او را مخلوق ناميدهاى . 14 . اگر گويم : اسم و مسمى يكى است ، پس معناى توحيد چيست ؟ 15 . اگر گويم : اللّه اللّه است . پس اللّه عين عين است و او اوست . 16 . اين طاسين است ، نفى علتهاست و اين دايرهها با الف و لامها صورت آن است . ( شكل شماره 7 ) 17 . « لاى » اول ازل است ، و « لاى » دوم ابد است و « لاى » سوم جهت است ، و « لاى » چهارم معلومات و مفهومهاست .