حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
92
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
9 . ( پنهان شد ، چگونه آشكار شود ؟ ) اگر پنهان شد ، پس او كجاست ؟ « ما » نه « ذا » نه ، « اين » نه نمىتوانند او را دربر گيرند . « 1 » 10 . زيرا « به دو » آفريدهء اوست و « اين » آفريدهء اوست . 11 . اگر گويى : « توحيد به او درست است » چگونه براى تو درست باشد . به تو چه ربطى دارد ؟ مفعول و مقول برترى فضل ذات است . چون آنها اعراض هستند و دربارهء اعراض معارضه نكنند . آنكه حامل عرض است پس چگونه جوهر نباشد ؟ آنچه از جسم جدا مىشود ، جز جسم نباشد . و آنچه از روح جدا شود جز روح نباشد . 12 . به « ما » بازگشت ماست و آن كنايه و اشارهء فراگير است و « ها » مفهوم و مقول است و « ها » نيز مشموم و محمول است . « 2 » 13 . دايرهء اول كارهاى او و دايرهء دوم آثار دايرههاى دو جهان است . 14 . نقطه معناى توحيد است و نه خود توحيد . و گرنه چگونه از دايره جدا مىشد ؟ 10 طاسين تنزيه 1 . اين دايره مثال اوست و اين صورت آن است . ( شكل شماره 6 ) 2 . و همهء آنچه گذشت قسمتهايى از سخنان پيشينيان و گذشتگان و اهل خشكىها و درياها هستند . « 3 »
--> ( 1 ) . ماسينيون گويد : نور ذات پنهان از نگاه مخلوق و ظاهر در حجاب « آيات » است . كجا پنهان مىشود وقتى مكانى ندارد . نه اين جايى ، نه آن جايى و نه چهاى و نه چونى است ؟ در واقع مكان نشانهء حيث است . ولى حيث لزوما خاص محدوث نيست . مكان براى خداوند و در ضمن خداوند وجود ندارد . چون مكان مخلوق اوست ، چنانكه حدوثات اجساد در ارواح توده همه مخلوق اويند ( همان ، ص 158 ) . ( 2 ) . مشموله منظور ارواح اشياء طبيعى گرد آمده از چهار عنصر مادى است . مقوول ، ارواح واحد قوه ناطقه است ، هاشمه شكننده اجرام سنگين است . روزبهان در تفسير اين طاسين گويد : مراد حلاج از طاسين اسرار توحيد ، جدا كردن مطلق از محدوثات از طريق نمادهاست . با اين روش به صورت خلاصه شرح داده است كه در نماد مخلوقى تغييرپذير است و نمىتوان حادث را با مطلق تطبيق داد . چنين تطابقى قابل ادراك نيست . و حلاج نشان داده است كه توحيد از خداوند سلب نمىشود و به مخلوق نمىرسد . چون « توحيد » خداوند است در خداوند و در مخلوق توحيد حادث است ( همان ، ص 159 ) . ( 3 ) . منظور مجموعهاى از مفاهيم مذهبى همه عارفان است .