حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
9
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
زندگى ، آثار و انديشه زندگى حسين بن منصور حلاج از نژاد ايرانى در سال 244 ه - 857 م در روستاى طور در شمال شرقى شهر بيضاء فارس به دنيا آمد . جدّ او محمى از مجوسان بيضاء بود . پدرش منصور از بيضاء به واسط سفر كرد و حسين را با خود برد . در واسط كه بيشتر مردم آن مذهب حنبلى داشتند به آموزش زبان عربى و قرآن پرداخت . در جوانى از واسط به شهر تستر ( شوشتر ) آمد و با سهل تسترى ( وفات 283 ه ) آشنا شد و مدتى را مصاحب سهل بود . اولين مرشد معنوى حلاج همين سهل است كه به او چلهنشينى بسان موسى ( ع ) را آموخت . به زودى سهل را ترك كرد و به بغداد آمده و به شاگردى عمرو مكى در مدرسهء حسن بصرى درآمد . عمرو خرقهء تصوف را بر او پوشانيد . پس از ازدواج با ام الحسين دختر ابو يعقوب الاقطع يكى از صوفيان هم عصر خود عمرو از او برنجيد . از آن پس حلاج در محلهء تميم در شهر بصره ساكن شد . ديرى نپاييد كه به حلقهء درس جنيد پيوست . در سال 270 ه به مكه رفت . يك سال در مكه با روزه و سكوت و عمره سپرى كرد ، در بازگشت به اهواز براى نخستين بار به اندرز و موعظه مردم پرداخت و صوفيان رياكار عصر خود را رسوا كرد . خرقهء صوفيانه را از تن به درآورد و لباس عوام را پوشيد . بر خلاف صوفيان كه همواره سكوت و خموشى را در مواجه با مردم ترجيح مىدادند . او آزادانه و بىمهابا با مردم در ميدان شهر سخن مىگفت . گروهى از مردم به او گرويدند ؛ اينان سنيانى از نسل آرامى يا نصرانيان مكتب نسطورى دير قناء بودند كه مسلمان شده بودند . فرقههاى مذهبى كه با انديشهء نوين عرفانى حلاج مخالفت مىكردند دو گروه بودند ، يكى معتزله و گروه ديگر غلات . از همه بيشتر ابن الفرات و ابن نوبخت مردم را عليه حلاج مىشورانيدند و او را به نيرنگ و خدعه متهم مىكردند .