حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

32

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

قيامت و رسالتش همه بر حق‌اند ) آنان با استناد به اين آيه ، عقيده دارند كه براى رسيدن به سرچشمهء حقيقى و محبوب ازلى ، يعنى خدا ، بايد به تجربهء درونى روى كرد . صوفيان مركز ملاقات انسان و خدا را قلب ، كه به تعبير مولوى از شعاع خورشيد تغذيه مىكند ، مىدانند . شناخت او و شناخت درون را مقدمه‌اى براى ملاقات مىدانند : « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » ( كسى كه خود را شناخت ، خداى خود را نيز مىشناسند ) اين شناخت با سفر درونى و تجربهء شهودى امكان‌پذير است و عارف با ورود به سرزمين خويشتن ، خدا را مىيابد . به گفتهء صوفيان : « آسمانها و زمين گنجايش مرا ندارند ، امّا در قلب انسان مؤمن خود جاى مىگيرم » . قلبى كه جايگاه خداست و آيينه‌اى است كه خداوند ، خود را در آن متجلى مىسازد و آدمى با رياضت و اطاعت دايمى با ميل و رغبت به مقام آن مىرسد كه نور احديت را جلوه‌گر مىسازد . انسان‌شناسى حلاج ، مبتنى بر همان حديث قدسى است كه خداوند انسان را بر صورت خويش آفريد يا اين جمله كه انسان ، تجلىگاه خداست . او مىگويد همه چيز هستى در سيماى انسان پديدار و پيداست : ملك و ملكوت در صورت آدم و ذريّت او پيداست و خداوند - جلّ جلاله - ظاهر كرد به صنايع و اسماى خود ، نزد نزول سبحات او ، از پيدا شدن ملك نزد قرآن كبريا ، كه او راست قدر و حسنات . « 1 » او انسان را عالم كوچك مىداند و مىگويد : كونين از عرش تا به ثرى در صورت آدم ظاهر است ، زيرا كه كون ، اصغر است . هركه آدم را ديد ، از عرش تا به ثرى را ديد . « 2 » حلاج در تفسير آيهء « سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ » مىگويد انسان جلوهء خداست و همهء صفات او را در خود گرد آورده است : « سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ » از فعل به عدم تجلّى كرد ، هستى با هرچه در آن هست پديد آمد . از قدم به فعل تجلّى كرد ، آدم را با جميع صفات پديد آورد . « 3 » باز هم اوست كه مىگويد ، انسان بر سيماى خداوند خلق شده است :

--> ( 1 ) . شرح شطحيات ، ص 348 . ( 2 ) . همان ، ص 349 . ( 3 ) . همان .