حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
315
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
50 [ ذكره ذكرى و ذكرى ذكره ] ذكره ذكرى و ذكرى ذكره * هل يكون الذاكران الّا معا منابع ديوان الحلاج ، ص 108 ، به نقل از طواسين . نسخهء ( ك ) ، ص 65 . شرح شطحيات ، روزبهان بقلى ، ص 519 . لغات ذكر : در لغت به معناى ياد كردن ، بيان كردن ، بر زبان آوردن است . بر دو نوع است يكى به معناى ضد فراموشى ، ديگرى به معناى گفتار است و آن نيز بر دو نوع است : 1 . ذكرى كه در آن غيب مذكور نباشد . 2 . گفتارى كه در آن غيب مذكور نباشد و در نزد سالكان بيرون رفتن از ميدان غفلت است و ورود به فضاى مشاهده به غلبه ترس يا كثرت محبت و گفتهاند : ذكر بساط عارفان و نصاب محبان است ، شراب عاشقان است . و گفتهاند : ذكر نشستن بر بساط استقبال و سفره گشاده است . چنانكه از رسول خدا پيامبر اسلام پرسيدند : « كدامين عمل برترين عمل است . » گفت : « هنگام مرگ ، زبانت به ذكر خدا گويا باشد . » باز پيامبر اسلام فرمود : « ذكر خدا از نفاق و دورى ، به دور است . مقام ذكر نزد صوفيان مرتبهاى بزرگ است بهطورى كه اساس طريقت بر آن واقع شده است . سالك مبتدى در آغاز راه پس از خلوت گزيدن و تلقين ذكر به مراحل بالاتر سلوك دست مىيابد . در گفتن ذكر اوست كه با سلوك عارفانه آشنا مىشود و با باطن خويش پى مىبرد . صوفيان ذكر را نردبان سالك براى عروج مىدانند ، ابو القاسم قشيرى مىگويد : « ذكر منشور ولايت است و هيچكس به خدا نرسد جز با پيوسته ذكر گفتن . » ذكر را به دو نوع تقسيم كردهاند : ذكر جلى و ذكر خفى . ذكر جلى ؛ ذكر زبان است كه حكم از تربيت دارد او عبارت است از يكى از نامها با صفات خداوند كه سالك مدام آن را تكرار مىكند و ميان اهل شريعت و طريقت مشترك است و هركس پس از هر نماز يا در زمانهاى ديگر آن را به تعداد معين تكرار مىكند و اغلب ده يا صد مرتبه است . ذكر