حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
31
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
نخست ، وقت او صرف شد . آنگاه به وسيلهء صفت عشق ، در صفات عشق ، نظاره مىكرد ، تا اينكه به همان اندازه وقت در اين كار گذارد و بلكه باز هم بيشتر . . . « 1 » انسانشناسى مقام و موقعيت انسان و كمال او مورد بحث همهء صاحبنظران كلامى و فلسفى ، در جهان اسلام بوده و هست . بينش همهء آنان منبعث از قرآن است . در بيان قرآن ، انسان مخلوق خداست ، « 2 » سرشت او از خاك ( طين ) يا حماء مسنون ( لجن بدبو ) و صلصال كالفجار ( گل تفتيده و سفال ) است و خداوند از روح خود در او دميد . « 3 » سپس خداوند اسماء را به او آموخت و آنگاه از فرشتگان خواست كه او را سجده كنند ، همه چنين كردند به جز ابليس كه سرپيچى كرد . خدا انسان را خليفه و جانشين خود در زمين قرار داد و بار امانت را كه آسمان و زمين از برداشتن آن سر باز زده بودند ، بر عهدهء او نهاد . مبانى انسانشناسى عرفانى صوفى مسلمان متكى بر آيات ياد شده و برخى از احاديث است . مطابق نظر صوفيه ، خداوند آدم را بر صورت خويش آفريد ، خداوند گل آدم را براى مدت چهل روز سرشت و سپس از روح خود در او دميد و بنابر تفسير روزبهان بقلى « بعد از خلق روح ، صورت آدم را بيافريد و آنگاه چهل هزار سال به دو تجلى كرد . » « 4 » در تفسير عارف هر قطعه از داستان آدم ، مفهوم ويژهء خود را دارد . اينان آفرينش انسان را لطف و عطيهء الهى مىدانند و امانت سپرده به او را ، عشق . هدف از آفرينش انسان را هم در اين جمله خلاصه مىكنند : « من گنجى بودم كه دوست داشتم تا شناخته شوم ، از اينروى آفريدم . » به تعبير صوفيان ، خداوند در تنهايى ازلى خويش ، آرزو داشت تا شناخته شود و از اينروى ، انسان را كه جلوهاى از وجود اوست آفريد . از جمله آياتى كه همواره مورد اشاره عرفاست ، آيه « سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » « 5 » است ( به زودى آيات قدرت و حكمت خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان كاملا هويدا و روشن مىگردانيم تا ظاهر شود كه خدا و
--> ( 1 ) . شرح شطحيات ، ص 43 - 441 . ( 2 ) . قصص ، آيه 75 . ( 3 ) . حجر ، آيه 29 و سورهء ص آيهء 72 . ( 4 ) . شرح شطحيات ، ص 305 . ( 5 ) . فصلت ، آيه 53 .