حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

216

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

تأييد اوست . آنچه ديگرى حيات دهد دستخوش ضرورت‌هاست . هركه او را محلّ بود كجائى اندر او راه يابد و هركه او را جنس بود ، چگونگى را به دو گذرانده بود . اما او ، سبحانه و تعالى ، فوق را به دو راه نه و منزه است كه او را تحت بود و حد را به دو راه نه ، عند گفتن جايز نه و امام ، صورت نبندد و قبل محال است و بعد گفتن محدود بود . و كلّ او را جمع نكند ، كان او را يگانه نكند و اين همه صفات آفريده است ، صفت او را صفت نه و فعل را علّت نه و بودن او را غايت نه ، از احوال و صفات خلق منزه است ، اندر آفرينش او مزاج نه ، فعلش را علاج نه ، جدا باشد از خلق به قديمى ، چنان‌كه خلق از او جداست ، به محدثى . و اگر گويى كى بود ؟ بودن او سابق است ، اگر گويى « هو » هاء در او آفريدهء اوست . و اگر گويى كجاست ، وجود او ويران‌كنندهء مكان است . و حروف ، آيات اوست ، وجود او ، اثبات اوست و شناخت او توحيد اوست . و توحيد او جدا كردن است او را از خلق او ، كه هرچه صورت بندد اندر وهم ، به خلاف آن است . حد چون توان كرد او را بدان چيزى كه از او فرا پديدار آمد و باز او گردد . نه چشم به دو نگريسته ، نه ظن‌ّها اندر او رسيده ، نزديكى او كرامت بود و دورى او خوار كردن او بود ، علو او نه به افراشتگى است و مجى او نه به حركت است . اوّل و آخر است ، ظاهر و باطن و قريب و بعيد است . آنكه چون او كس نيست ، شنوا و بيناست . 158 . فيض نور آفتاب از عرش مىآيد ، مدد نور روح از خدا مىآيد . اگر عرش از رسانيدن مدد خويش به نور آفتاب دست بردارد ، آفتاب برفراز ملك خود تاريك مىشود ، و اگر خدا رسانيدن مدد خود به روح را رها كند ، روح تيره و تار مىگردد ، اين است معنى حديث پيامبر كه فرمود : « خدا هر روز سيصد و شصت نگاه به دل هر مؤمن مىافكند » . 159 . انابه بر عقل و معرفت مقدم است . مخلوقاتى كه بهتر از همه توبه و انابه كرده به سوى خدا بازگشته‌اند ، كسانى هستند كه او را بهتر از ديگران درك كرده‌اند . رزق براى اين جهان بودن و بهره بردن است . سپس ميل داشتن و زنده ماندن ، رزق براى سراى ديگر ، مورد بخشش و رضاى خدا قرار گرفتن است و سپس ، نوبت درجات و مراتب است . مرگ مطيعان گناه است وقتى كه بدانند كه بىحرمتى كرده‌اند . توبه تخريب هر چيز شهوانى است ، با تصديق الوهيّت و كشتن روح خاصّ خود در برابر مخلوقات در پيشگاه