حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
213
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
146 . توبه از آنچه نمىدانى ، تو را بر توبه برانگيخت از آنچه مىدانى . و شكر بر آنچه نمىدانى تو را به شكر آنچه مىدانى ، برانگيخت . زيرا حركت و سكون بر بنده حرام است مگر به امرى كه به امر خداوند متعالى بازگردد . 147 . كسى كه بخواهد لطف عنايات حق را دريابد بايد خويش را بر يكى از سه حالت قرار بدهد ، به مانند زمانى كه در شكم مادرش بود ، بىآنكه بتواند كارى بكند ، غذا داده مىشد ، حتى بدون اينكه بداند يا آنطور كه در قبر خواهد بود ، يا آنچنانكه در روز قيامت خواهد شد . 148 . متوكل رزقش به غير حساب باشد و در روزى ، از خواستن بىنياز باشد . 149 . فرصتها و اوقات و ساعات را نگهدار كه بر تو چه گذشت و تو در آنچه كردى ، پس كسى كه بداند از كجا آمده ، مىداند كه به كجا مىرود و كسى كه بداند كيست كه مىآفريند ، مىداند كيست كه او را آفريده است و كسى كه دانست چه كسى او را آفريد ، مىداند كه هدف از آفرينش او چيست ؟ و كسى كه دانست هدف از آفرينش او چيست ، مىداند كه چه وظيفهاى بر دوش اوست و كسى كه دانست چه وظيفهاى بر دوش اوست ، مىداند كه چه وظيفهاى دارد و كسى كه دانست كه چه وظيفهاى دارد ، مىداند چه به او اوست و كسى كه نداند از كجا آمده است و او كجاست و چگونه است و چرا هست . پس نمىداند و نمىداند كه نمىداند و مىپندارد كه مىداند . 150 . نقطه مبدأ و منشاء خط است ، و خطّ به تمامى چيزى جز نقطههاى بهم پيوسته نمىباشد . بنابراين خطّ ممكن نيست از نقطهها بىنياز باشد و نقطهها هم نمىتوانند از خطّ بىنياز گردند . و هر خطّى كه رسم شود ، عمودى يا مايل ؛ با حركتى از عين همان نقطه برون مىآيد ، همه اين امور كه نظر هركس بدان متوجّه مىشود ، نقطهاى است ، بين دو نقطهء ديگر . و اين دلالت بر آن دارد كه خدا در همه چيزى كه ديده مىشود و مورد توجّه قرار گيرد ، عيان مىشود . هرآنچه از روبرو ديده شود ، بر خدا دلالت دارد . و به همين سبب گفتهام : هيچ چيز را نديدم مگر اينكه خدا را در آن ديدم . 151 . علمى كه پيغمبر رسالت تبليغ آن را دريافت ، علم صامتهاى [ آغاز سورههاى قرآن ] است ، و علم صامتها در « لا » است ، و علم « لا » در « الف » است و علم « الف » در نقطه است ، و علم نقطه در معرفت نخستين ، و معرفت نخستين در ازل است ، و معرفت