حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

159

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

69 . . . . نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ . . . « 1 » حسين گويد : فضيلت ارباب حقائق اسقاط ، عظمت ( دو عظمت ) است و محو ملكوت در هر حالت و ابطال حضور و نفى شركت در زمانهاى ازل و ابد و انفراد با حق . و هرچه را غير اوست نفى مىكند و بينندهء حق و شنواى سخن اوست . فرمود : « نَرْفَعُ دَرَجاتٍ . . . » 70 . وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ « 2 » حسين گويد : اين آيه منوط به علل و افعال مقرون به شرك است و پروردگار مبرّا از اينهاست . خداوند فرمود : « وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ » 71 . وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ « 3 » حسين گويد : هر چيزى بسته به زمان معين‌اش است و از مقدارش تجاوز نمىكند و تغيير نمىيابد . 72 . الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ . . . « 4 » حسين گويد : آن كسى را كه خدا در ازل ، نعمتى نصيب كرده است ، خدا دل او را در ابد آرامش دهد . 73 . . . . فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً « 5 » حسين گويد : هيچ مكرى ( چاره‌اى ) مسلّم‌تر از آن نيست كه خدا در حقّ بندگان خود به كار برده است . وى آنان را به اين پندار وامىدارد كه حالتى توانند يافت كه آنان را به دو برساند ، كه ممكن الوجود مىتواند با واجب الوجود اقترانى داشته باشد ! ولى خدا و صفات وى از حيطهء وصول بيرون مىماند . اگر بندگان نام خدا را بر زبان مىرانند ، براى

--> ( 1 ) . همان ، آيه 76 ؛ هركس را كه بخواهم به درجاتى بالا مىبريم . ( 2 ) . همان ، آيه 106 ؛ و بيشترشان به خدا ايمان نياوريد مگر به شرك . ( 3 ) . رعد ، آيه 8 ؛ و هر چيز را در نزد او مقدارى معين است . ( 4 ) . همان ، آيه 28 ؛ آنان كه ايمان آورده‌اند و دلهايشان به ياد خدا آرامش مىيابد . ( 5 ) . همان ، آيه 42 ؛ همهء مكرها ( چاره‌ها ) نزد خداوند است .