حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
144
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
حقيقت ، همچنانكه شكر ما از نعمتهاى او مورد پسند اوست . چگونه « انّا » ى سپاسگزارى ما از نعمات او مىتواند شايسته و در خور او باشد ؟ 11 . و افزود براى خود عباراتى مىتراشى ، خداى واحد را تصديق نكردهاى ، تا زمانى كه خدا بر عبارات و بيان تو سيطره يابد و تو را به چشمپوشى از آنها وادارد ، بدينسان ، نه ناطق ( مخلوق ) باقى ماند نه نطق و بيان انسانى . 12 . هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ « 1 » حسين بن منصور درباره اين آيه : « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ » « 2 » گفت : به خودش شهادت داد كه غير او آفرينندهاى نيست . به خودش ايمان آورد . گفتهاند كه به آنچه خودش را توصيف كرد ، ايمان آوردند پس او به غيبش ايمان آورد و خودش را مىخواند به فرشتگان مؤمن نيز ايمان آورد يعنى به او گواهى دادند و در غيبش او را خواندند و مومنان به او و غيبش ايمان آوردند . دعوت او و كتب و رسولانش را اجابت مىكند پس آنكه به او ايمان آورد ، به غيب او ايمان آورده است . و هرچه در قرآن است به غيب او اشاره مىكند . پس در خود به غيب خويش اشاره مىكند و غير از او غيبش را كس نمىداند مگر خود او . 13 . قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ . . . « 3 » حسين بن منصور گفت : « تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ » او را به او مشغول كرد و « تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ » « 4 » يعنى از كسى كه او را براى تو برگزيد ، در او اسباب ملك اثر نمىكند . زيرا او در اسرار ملك است و « تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ » « 5 » به اظهار عزت تو بر او . « تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ » « 6 » با اتصاف او به رسوم هياكل است .
--> ( 1 ) . همان ، آيه 18 ؛ او ( خدا ) پيروزمند و حكيم است . ( 2 ) . همان ؛ گواهى مىدهد كه جز او خدايى نيست . ( 3 ) . همان ، آيه 25 ، بگو : بار خدايا ، تويى دارندهء ملك ، به هركه بخواهى ملك مىدهى . ( 4 ) . همان ؛ و از هركه بخواهى ملك مىستانى . ( 5 ) . همان ؛ هركه را بخواهى عزت مىدهى . ( 6 ) . همان ؛ و هركه را بخواهى ذلّت مىدهى .