حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
143
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
7 . اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ « 1 » دربارهء اين آيه از حسين بن منصور سؤال شد ، گفت : « لا إله الّا اللّه » . دو چيز اقتضا مىكند ، علت را از ربوبيّت بر طرف مىكند و حق را از درك منزه مىنمايد . 8 . وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ « 2 » حسين بن منصور دربارهء اين آيه « مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ » « 3 » گفت : چه كسى مىتواند در نزد كسى شفيع باشد كه احدى به جز خود او ، پيش نراند و باز ندارد . سوره آل عمران 9 . شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ « 4 » حسين بن منصور به مردى گفت : آيا در اذان به وجود خداوند گواهى مىدهى ؟ آن مرد گفت : آرى . حسين گفت : خدا خود بر خود گواهى مىدهد كه يگانه فاعل مؤثر ( صانع ) است . او خود به خود ، به غيب خود مؤمن گرديده است ، پيش از آنكه برحسب آنچه از خود وصف كرده است ، به دو مؤمن گردند ، از آنجا كه به خدا و رسول گواهى دادى و بين آن دو فرق نگذاشتى . درحالىكه گواهى و شهادت خداوند به سبب تعظيم است و گواهى و شهادت رسول از باب ابلاغ و تسليم است . 10 . مزنى گويد : در مكه بر حسين بن منصور وارد شدم . از او دربارهء شهادت نوع بشر ( ميثاق ) پرسش كردم كه به وحدت خدا اعتراف مىكند و دربارهء توحيد پرسش كردم و به دو گفتم : آيا اين عبارت شايسته خداست ؟ تا آنجا كه خود آن را به عنوان نعت وحى شده و دستورى كه مقرر گشته است ، مىپسندد ولى نه به منزلهء توصيف يا به مثابه
--> ( 1 ) . همان ، آيه 255 ؛ اللّه خدايى است كه هيچ خدايى جز او نيست ، زنده و پاينده است . ( 2 ) . همان ، آيه 255 ؛ كرسى او آسمانها و زمين را دربر دارد . ( 3 ) . همان ؛ چه كسى جز به اذن او ، در نزد او شفاعت مىكند ؟ ( 4 ) . آل عمران ، 18 ؛ گواهى دادند كه هيچ خداى جز او نيست .