حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

131

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

[ روايت ] 23 روايت كند : مرا خبر داد روح حيات و نور سمع و بصر انسان ، هر دو از قدم ، از غيب ، از اسم مبين ، از حق كه : فرزند آدم هيچ عبادت نكند مرا بهتر از سجود در دلهاى زمين وقت زوال شب . روح حيات روح حيوانى خواهد كه بدان آدمى زنده است . و خدا مىداند يا روح ناطقه كه روح حيوانى به دو زنده است ؛ يا روح معرفت كه روح ناطقه به دو قايم است ، يا عقل كلّى كه روح روح است ، يا فعل حق كه از صفت صادر است و بدان كون قايم است ؛ يا جبرئيل ، يا روح القدس ، يا آن ملك كه آن را « روح » خوانند « يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا » « 1 » امّا صحّت خاطرم در اين معنى به روح ناطقه كه ملك بدن است ، اشارت كند . او قول حق است ، از رسولان غيب شنود ، از حق بىواسطه شنود ، چنان كه بعضى گفتند : « حدّثنى قلبى عن ربّى . » « 2 » به نور سمع و بصر ، سمع و بصر ظاهر خواهد و خدا مىداند زيرا كه از روح صادراند ، هر دو صفت‌اند او را معقول چنان است كه روح چراغ در خانهء صورت است ، نور او در روزنهء سمع و بصر برآمده است . گويى كه از صفت شنيده است از نفس خويش با نفس خويش گويد : « يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ » « 3 » امكان دارد كه دو نور باشد كه از نور فعل كه در سمع و بصر آفريده است . ممكن است كه بدين دو نور عقل قدسى و روح ملكى خواهد ، يا غيب كلّى ، يا نور غيب ، يا « كِراماً كاتِبِينَ » « 4 » اينها به منزله نور سمع و بصراند . نبينى كه خواجهء دهر ( ع ) اين دو وزير ممالك نبوّت را گفت : ابو بكر و عمر آنها به منزله سمع و بصر است . محض بيان پيشم عقل قدسى نمايد ، آنكه از حق ابتدا صادر شد ، يعنى روح و عقل

--> ( 1 ) . نباء ، آيه 38 ؛ روزى كه فرشته بزرگ ( روح القدس ) با همه فرشتگان به صف درآيند . ( 2 ) . محمد ( ص ) : قلبم از پروردگارم نقل كرد . منابع ديگر : شرح التعرف ، ص 884 ، روح الارواح ، ص 618 ، اسرار التوحيد ، ص 250 . اين سخن را به ابو بكر كتانى نيز نسبت داده‌اند . ( 3 ) . نور ، آيهء 24 ؛ بترسند از روزى كه زبان و دست و پايشان بر اعمال ناشايسته آنها گواهى خواهد داد . ( 4 ) . انفطار ، آيه 11 ؛ كاتبانى بزرگوار .