حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

121

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

حق گفت : « هركه با من منازعت كند در چيزى كه من به دو نداده‌ام ، بستانم از آنچه به دو داده‌ام ، تا توبه كند . چون توبه كند ، پيراهن نو در او پوشم كه پيش از آن نپوشيده است . هر كه توبه نكند ، از رحمت خويش خالى كنم و در دوزخ مكانى بنشانم كه هرگز در او نگاه نكنم . هركه به من بخشد آنچه من به دو داده‌ام ، به اخلاص محبّت ، او را مالك ملكى كنم كه فنا راه به دو نداند » مملوك بصير عقل ناطق ، يا روح مشرف است ، اين صحيح است ؛ يا ملك قلب ، يا نفس مطمئنّه « 1 » ، يا فهم صادع « 2 » ، يا خيال مبصر « 3 » ، يا ملك الهام ، يا مزارع قلب « 4 » ، يا كشوف غيب ، ملك شاخص روح مقدّس كه مراقب مشاهدهء غيب است . مالك متدبّر يا عقل كلّى يا روح كلّى : ، يا قلب كلّى است ، يا ملك الهام . حق خبر داد كه اگر حدث شكر نعمت ما نكند ، نعمت از او بربايم ، از آنجا كه نداند . اگر خضوع كند مرا و ضعف خود بشناسد ، كرامت خود به دو زيادت كنم . اگر مرا ياد نكند ، او را در آتشى كنم « العظمة ازارى و الكبرياء ردائى . فمن نازعنى واحدا منها القيته فى النّار و لا أبالى » « 5 » چون به من بخشد مواهب من ، او را به ملك آباد برگزينم . « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ » « 6 » . [ روايت ] 16 از ساعت « 7 » ساعات ، از حسن ، از احسان ، از ارادت « 8 » ، از حق كه : محبّت محبّان من به

--> ( 1 ) . نفس مطمئنه : نفسى كه از صفات ذميمه صاف شده و به اخلاق حميده متصف گشته به قرب الهى فائز شده به اطمينان رسيده چنانچه قرآن مىفرمايد : « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » ( قرآن 89 / 28 ) نفس ملكى . ( 2 ) . فهم صادع : فهم روشن ، صادع به معناى قاضى ، داور ، روشن . ( 3 ) . خيال مبصر : خيال هوشيار ، خيال دريافت شده ، مبصر : بيننده ، با بصيرت و هوشيار ، آويزندهء پرده و سايبان بر دروازه . شيرى كه شكار را از دور دريافته ، قصد آن نمايد . ( 4 ) . مزارع قلب : كشتزار قلب . ( 5 ) . حديث قدسى : عظمت جامه‌ام ، كبريا ردايم ، پس هركس دربارهء يكى از آنها با من ستيزه كند ، او را در آتش افكنم و باكى ندارم . اين حديث در كيمياى سعادت ، ج 2 ، ص 256 نيز آمده است . ( 6 ) . ابراهيم ، آيهء 7 ؛ اگر سپاس گوييد ، بر نعمت شما مىافزايم . ( 7 ) . ساعت : جزئى از زمان ، پاره‌اى از روز و شب ، مدتى نامعلوم ، وقت و زمان نامعين ، اكنون ، زمان حال ، قيامت ، رستاخيز ، روز حساب ، وقتى كه قيامت در آن برپا مىشود . ( 8 ) . ارادت : ارادة ، ارادت ، خواستن ، خواست ، خواسته ، خواهش ، ميل و قصد ، آهنگ ، كام ، دهر ، خواست