حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

122

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

محبّت من دليل است . ارادت أولياء من به ارادت من دليل است ، مشيّت عارفان به مشيّت من دليل است . هرچه هست به علم و قدرت و اراده من است . ساعت ساعات قيامت است . خداوند فرمود : « وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ » « 1 » « لا رَيْبَ فِيها » « 2 » يا آن ساعت كه آدم در آن بيافريد ، و آن زبدهء بحر هر دهّار است ، خلاصه جميع ساعات ، اين صحيح است . يا اوّل دهر ، يا اوّل ساعت ، كه حق سبحان از وجه بقا رداء كبريا كشف كند اهل عبادت را ؛ يا آن ساعت كه حق تجلّى كند در ساعت ليل و نهار ؛ هر روزى از آن يك ساعت است ؛ در آن دعا مستجاب است . حسن آدم است يا حوّا « 3 » ، يا حور « 4 » ، يا ساره « 5 » ، يا يوسف ، يا يحيى ، يا مصطفى ( ع ) يا قمر عرش ، يا شمس ، يا كرسى ، يا صورت ملك ، يا معدن حسن و آن فعل است و حسن صفت . احسان قدرت است ، يا معجز ، يا معرفت . ارادت صفت قايم به ذات قديم است . يا حسن روح است ، يا حسن عقل است ، احسان علم است ، ارادت محبّت قلب است . گفت هر آنكه به صفات من متّصف شد ، از من بندگان را دليل است به من . خداوند فرمود : « وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » « 6 » « وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ » « 7 » .

--> خدا ، مشيت ، قضا و قدر . تقدير . صفتى كه حالت مخصوص را در آدمى ايجاد مىكند كه از او كار مخصوصى صادر مىشود . نزد عارف اراده صفت قديم است كه زائد بر ذات و قائم به آن است و شأن آن تخصيص ممكنات است به بعضى از آنچه وقوع آن جايز است . و مريد نزد ايشان كسى است كه او را اراده نباشد و تا كسى از ارادهء خود عارى نشود ، مريد نباشد . و نخستين پايهء سلوك اراده است . ابو محمد مرتعش گويد : اراده بازداشتن نفس از خواهشها ، و روى سوى او امر خدا كردن و خشنودى بر آنچه قضاى الهى بر آن رفته است . و مريد كسى است كه از همهء علايق دنيوى بريده باشد . ابن عربى گويد : اراده نزد صوفيان يعنى سوز دل و ناآرامى كه سالك دارد و اين حايل مىشود بين او و آنچه حجاب راه است و او را از طريقت باز مىدارد . و اراده در نظر ما قصد خاصى است در معرفت خدا و آن قيام به شناسايى حق است از راه گشايش و فتوح مكاشفه نه از طريق دلايل برهانى و عقلى و تحصيل اين معرفت ، ذوقى است و با تعليمات الهى صورت مىگيرد نه كسبى و تعليمات معمولى در مدارس . از علامات صاحب اين مقام ، معانقه ادب است و مراعات آن با تمام قوا . غرض از اين ادب و مراعات آن ادب عقلاست نه آداب بهاليل و عقلا و مجانين ( فتوحات مكيه ، ج 2 ، ص 521 ) . ( 1 ) . حجر ، آيه 85 ؛ آن ساعت خواهد آمد . ( 2 ) . جاثيه ، آيه 31 ؛ شكى در آن نيست . ( 3 ) . حوّا : مادر آدميان ، همسر آدم به معناى زندگى است . ( 4 ) . حور : سيه چشم ، سپيد اندام . ( 5 ) . ساره : يكى از دو همسر ابراهيم پيامبر و مادر اسحاق است او دختر عمو ابراهيم بود . ( 6 ) . شورى ، آيه 52 ؛ مردم را به راه راست هدايت خواهى كرد . ( 7 ) . هود ، آيه 123 ؛ همه امور به خدا باز مىگردد .