عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : محلاتى )
70
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
فقدان برادران ، نيرو و توان ( يا آدم نيرومند و پر توان ) را سست گرداند . 342 / 69 - قد يتفاصل المتفاصلان و يشتّ جمع الأليفين . 4 / 473 گاه است كه دو گروه به هم پيوسته جدا مىشوند ، و دو دسته مردمان هم خوى و همدم پراكنده مىشوند . « 1 » 343 / 70 - قليل من الإخوان من ينصف . 4 / 499 برادرانى كه انصاف را رعايت كنند اندكند . 344 / 71 - من لا أخا له لا خير فيه . 5 / 224 كسى كه برادرى ندارد خيرى ندارد . 345 / 72 - من آخى في اللَّه غنم . 5 / 159 كسى كه در راه خدا برادرى گيرد سود برد . 346 / 73 - من آخى في الدّنيا حرم . 5 / 159 كسى كه در راه دنيا برادرى بر قرار سازد محروم گردد . 347 / 74 - من استطال على الإخوان لم يخلص له إنسان . 5 / 286 كسى كه بر برادران سر بزرگى و تكبر كند ، هيچ انسانى با او خالص و صاف نباشد . 348 / 75 - ليس لك بأخ من احتجت إلى مداراته . 5 / 85 برادرت نيست كسى كه تو نيازمند باشى ( در همه جا و در هر كارى اگر چه خلاف باشد ) با او مدارا كنى . 349 / 76 - ليس لك بأخ من أحوجك إلى حاكم بينك و بينه . 5 / 85 برادرت نيست كسى كه تو را محتاج به حاكمى ميان تو و خود سازد . « 2 » 350 / 77 - لم يسد من افتقر إخوانه إلى غيره . 5 / 93
--> ( 1 ) - شارح ( ره ) در شرح اين جمله فرموده : منظور مذمت دنيا است كه در آن گاهى يا بسيار مصاحبان هم خوى و پيوسته از هم جدا شوند و جمعيتها پراكنده شوند به وسيلهء مرگ يا وسائل ديگر . ( 2 ) يعنى برادر راستين كسى است كه كارى نكند كه سبب شود براى رفع مشاجره و نزاع با برادرش نزد حاكمى بروند ، و كلام ديگرى به همين مضمون در چند صفحه قبل از اين نيز گذشت .