خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
36
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
پايمردى را نگر در خلق ، وقت كارزار * تا من و تو تا كجا پرهيز داريم ، از فرار على عليه السلام : در اينجا شجاعت خود را بمعاويه گوشزد مينمايد و از سوابق خود بياناتى ميفرمايد . 6 يا ابن بو سفيان ، منم مردى بنام بو الحسن * در شجاعت مرد ميدان ، در مناعت مؤتمن قاتل جدّ توام ، در كارزار سخت بدر * ( آنكه بين كافران داراى عزّت بود و قدر ) سرنگون كردم اخويت حنظله با تيغ تيز * در نبرد بدر ، در ميدان دعوا ، در ستيز تيغ خود را آشنا كردم به خون دائيت * ( بانگ زد در بين مردم ، سوژه رسوائت ) اين منم ، آن تيغ برّان نيز اكنون با من است * بر ملاقاتش بيايم هر كه با من دشمن است دين نو آوردهاى را هم ، نكردم اختيار * همچو بر پيغمبر ديگر ، ندارم انتظار در خور احكام دين راهى ندارم بر خلاف * ( بر تمام امر و نهى و وحى ، دارم اعتراف ) در چنان را هم كه ترك آن نموديد اختيار * همچنان داخل به آن بوديد ، روى اضطرار ( بر اساس دين اسلام است افكارم تمام * اى دريغا كه شما بر آن نكرديد اهتمام ) اى معاويّه : آيا از من خونخواهى عثمان مينمائى ، با اينكه ميدانى او را چه كسانى كشتهاند ؟ 7 آمدى خونخواهى عثمان نمائى از على ( ع ) * حال آنكه بر تو بود اين امر ، معلوم و جلى ( روشن است اين امر بر تو ، چون درخشان آفتاب * از چنين كار نمايان ، آشكارا رو متاب ) ( بر زبير و طلحه مىبايد نهادن ، اتهّام * جاى اين خونخواهى از ايشان ببايد انتقام ) ( بر فرار از جنگ ، فكر عاميانه كردهاى * خون عثمانرا در اينمورد بهانه كردهاى ) 8 از وقوع جنگ ، در دل ضجّه دارى در نهان * ( اين حقيقت را رساتر ميرسانى در بيان ) از فشار جنگ ، مينالى بسان اشتران * آنزمان كه هست تحت بار سنگين ، ناگهان ( علّت خونخواهيت ، بيم و فرار از مردن است * از سپاه و جند ما تيغ دمادم خوردن است )