خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

35

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

پندهاى من گر افتد در مزاجت ناگوار * آگهت سازم از اين جهل و ضلال پايدار اين توئى كه گشته‌اى در ناز و نعمت غوطه‌ور * ( ليك اين نعمت ترا سركش نمود و بىخبر ) زين جهت شيطان مارد در درونت جا گرفت * با مرادى خوش ، بسوى آرزوها پا گرفت گشت جارى در درون تو بسان روح و خون * ( مركزى از فتنه‌ها دارى از اين رو در درون ) جز بدستورش توانائى ندارى بر سخن * كرده در جان تو بنيان خرد را ريشه كن اى ( بنى اميّه ) و اى معاويه ، شما سابقهء حسن زمامدارى و لياقت حكمرانى بر مسلمانانرا نداريد چون سابقهء اسلام نداريد . 3 يا ابن بو سفيان ، حكومت را سزا كى داشتى ؟ * در خود ، اين حسن و لياقت از كجا پنداشتى ؟ حال آنكه از نكوئىها نبودى بهره‌مند * همچنين در بين نيكويان نبودى ارجمند پيش از اين هم در فضيلتها نبودى پيشتاز * از كجا اين رتبه را بر خويش دادى امتياز ؟ 4 از شقاوت ، جمله داريم استعاذه بر خدا * ( آنچه ما را مينمايد ، بر هلاكت مبتلاء ) من ز شرّ آرزوها بر حذر ميدارمت * از نفاق و شرّ شيطان ، با خبر ميدارمت بر حذر مىدارمت اينكه نهان و آشكار * در تعادل در وجود تو نبوده يك قرار حضرت در اينجا با كمال مهارت معاويه را بجنگ ، تهديد نموده چنين مىفرمايد . 5 دعوتم كردى بجنگ ، اكنون قدم برداريش * خود بسوى من بيا تنها ، بدون چند خويش هر دو لشكر را در اين كار از دخالت بازدار * تا كه ما بين من و تو گرم گردد كارزار روشن آيد بر كدامين دل ، گناهان پوشش است * يا كدامين ديده را استار عصيان پوشش است بر كدامين دل جنود جرم بر سر ريخته * پردهء كورى و غفلت پيش چشم آويخته ( خلق را بر حال خود بگذار و اين راستا * خود نگر تا بر كه شامل گشت مرضات خدا )