خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

27

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

نامهء 7 از نامه‌هاى آنحضرت نيز بمعاويه ، كه او را در نوشتن نامه‌ايكه به آن بزرگوار فرستاده توبيخ و سرزنش نموده و نادانى و گمراهى او را گوشزد فرمود . 1 در پى تحميد بىحدّو درود بىحساب * بر خداى كائنات و بر رسول مستطاب ( ص ) نامهء بىمحتوائى از تو بر من و اصل است * كس نميداند كزين نامه چه معنى حاصل است بافتى اندرز و پندى از كلام نابجا * فاقد معنى و مفهوم و مراد و محتواء بر اساس رأى ناموزون مدوّن كرده‌اى * با هواى نفس امّاره ، مزيّن كرده‌اى با ضلال و گمرهى ، ترتيب آن را داده‌اى * ( گر بينديشى بچاه اشتباه افتاده‌اى ) رأى بىبنيان و عقل ناتمامت قد نداد * ( تا ترا با رشد و بينائى رساند بر مراد ) بينائى ، عنوان راهنمائى است 2 نامه ، از آن كس بود كه از بصيرت فاقد است * فاقد هر رهگشا و رهنما و قائد است پيشوائى نيست او را تا كه اردشادش كند * در ره اصلاح و استرشاد امدادش كند مرشد و انديشمندى نيست او را كاردان * تا كه او را بر كشاند بر سبيل كاروان امر نفس بىزمامش را اجابت داشته * ( در ديار غرّش اميال ، اقامت داشته ) نفس ، وادارش نموده بر غرور و خودسرى * گمرهى ميدارد او را بر دنائت رهبرى توسن خودكامگى او را كشانده بر ثبور * گشته از فرط غرور از نور استحقاق دور 3 ( در خصوص عهد با من جمله يكسانند انام * طلحه و شخص زبير و اهل بصره اهل شام ) چون كه آن بيعت همانا حاصل انديشه‌هاست * ( يا كه از مجموعهء اهل گرايش ريشه‌هاست )