خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
25
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
نامهء 6 از نامههاى آنحضرت بمعاويه ، كه آن را توسّط جرير بشام فرستاد كه در آن صحّت خلافت خود را باثبات رسانيده و بيزاريش را از قتل عثمان اظهار فرموده . 1 تودهايكه كرد قبلا عقد بيعت ، با سه مرد * عهد و بيعت ، با همان آهنگ با من نيز كرد ( عدّهاى كه آن سه كس را بر خلافت بر گماشت * اختيارا دست بيعت روى دست من گذاشت ) ( در خلافت داشتيد اصرار كرديد آشكار * كانتخاب هر خليفه نيست سوى كردگار ) ( بلكه با اجماع امّت بر قرار است انتخاب * اين سخن را منطق من نيز دارد اين جواب ) ( حاضر و غائب شدند هر دو بپيمان پايبند * تا كه در اجماع ، شد آن سه خليفه بهرهمند ) امر من هم آشكار آمد بسان آفتاب * آنچنانكه آن سه با اجماع گشتند انتخاب ( پس در اين صورت نبايستى نمائيد اختلاف * حاضر و غايب بيايد بر طريق ائتلاف ) ( اين تخلّف جرم باشد بر تو و انصار تو * خواهد آمد اين بدى در پى باستد بار تو ) 2 ( امر شورى حقّ انصار است و غيره بينتان * اين عقيده در خلافت گشته جزو زينتان ) امر اجماع را اگر كردند در خود اختيار * بود در اين امر شورائى رضاى كردگار گر يكى عصيان كند از راه بدعت يا غرور * يا نمايد عيب جوئى و حسادت يا قصور يا كه سر پيچيده بهر عنوان و فرمان بشكند * بايد ايذاء بيند و بانگ ملامت بشنود چون قدم برداشته در غير راه مؤمنين * ( از صلاحيّت فتاده ، با گواه مؤمنين ) وا گذارد ايزدش با آنچه در دل كاشته * با همان چيزى كه خود بر آن تولّى داشته خون عثمان در پيراهن سفيد على ( ع ) رنگ ندارد 3 يا اين بوسفيان ، در اين سودا بجان خود قسم * ( باشد از خير و صلاح و صدق و ايمان ملبسم )