خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
24
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
نامهء 5 از نامههاى آنحضرت به اشعث ابن قيس كه از جانب عثمان حاكم آذربايجان بود ، چون على ( ع ) بعد از عثمان ، زمام امور را در اختيار گرفت ، اشعث به جهت افعال ناشايست خود ميدانست كه على ( ع ) او را عزل خواهد كرد ، ترسناك بود ، حضرت بعد از جنگ جمل نامهاى به او نوشت كه از جملهء آن نيست . 1 حكمرانى نيست هرگز طعمهء دلخواه تو * ( تا شود مصرف عيش بيدريغ راه تو ) پس ترا حاكم نكردند هر چه خواهى ان كنى * ( بلكه كردند هر چه ميخواهد الهى ان كنى ) اين امانت مر ترا باريست سنگين روى دوش * ( اين وظيفه حاكمان را هست در دين روى دوش ) ( اين عمل ، بارگران است اى فلانى مر ترا * حمل آن معهود باشد گر بدانى مر ترا ) پس ترا بر اين امانت ، پاسدار آوردهاند * ويژهء امر اضطرارى ، بر اميرت بسپرى خواستند اين بار سنگين را بدوش خود برى * تا بوقت اضطرارى ، بر اميرت بسپرى جنبش استبداى ، و حركت استعمارى ، ممنوع 2 آن نباشد كه به پا خيزى بيمل و رأى خويش * ( بر يكى نوش آورى و ديگرى را رنج نيش ) ( بلكه بايستى بجنبى بر اساس انضباط * در وظيفه سعى و كوشش ، در امانت احتياط ) ( اعتماد اين رعيّت بر تو باشد در امور * لازم آيد در وديعه ، دور باشى از قصور ) در حكومت ، خازنى هستى زامر اقتصاد * تا بوقت اقتضاء بر من سپارى بىنفاد اى بسا اميّدوارم طىّ عمر و ساليان * بهر تو هرگز نباشم بدترين واليان آنچه گفتم ، جز رضاى خالق يكتا نبود * آنكه شايان درود است بر روان او درود اشعث ابن قيس ، در تبريز والى بود و رفت * ( ناهيا ) اين سير در دنيا ، خيالى بود و رفت پايان نامهء 5