خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

23

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

نامهء 4 از نامه‌هاى آن حضرت بسرداران لشكر خود ( عثمان ابن حنيف انصارى ) كه حكمران بصره بود او را بجنگ با دشمن در صورت عدم اطاعت از او امر ميفرمايد . 1 بعد از آن كه بصره را دريافت اصحاب جمل * چند ايشان بانگ غرّا زد ز جنگ محتمل ( حاكم بصره نگارش كرد او را نامه‌اى * تا اميرش واقف آيد بر چنين برنامه‌اى ) ( جمله‌اى كه حضرتش فرمود تدوين در جواب * ذيل اين نامه عيان است از زبان آن جناب ) گر ز فتنه باز گردند و بطاعت دل نهند * آن همان باشد كه بر آنيم از دل پايبند ورنه ايشانند بر جنگ و خصومت هم مرام * با جوانمردى بكش تيغ شجاعت از نيام گر كشد ناگاه با تو ، كار ايشان بر شقاق * ( با توانائى بياور بدر همّت از محاق ) جنگ كن با يارى قومى كه فرمان مىبرند * بر عليه توده‌اى كه بر تو عصيان مىبرند بىنيازى ، با كسى كه بر تو دارد انقياد * از كسى كه خوى خود داريست او را نهاد از متكاسل استمداد ننما ، زيرا كسى كه بانجام كارى مايل نيست ، قعود او از نهوضش سزاوارتر است . 2 چون كسى كه از كسان ، دور است نصرت كردنش * دورى او بهتر آيد از حضور و بودنش و انكه او را نيست در بنيان به يارى اهتمام * عقل گويد بهتر است او را قعودش از قيام ( پس ترا امداد ياران چنانى لازم است * اين چنينى را مجازات نهانى لازم است ) ( ناهيا ) امداد من بر خلق ، روى عفّت است * گر تكاهل پيشه گيرم كسر شأن و خفّت است