خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

12

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

غافلانرا بانگ بيدارى بزن * گو كه رفت از عمرتان پنجاه سال در جهان مجموع غفلت خوردگان * از فلك خوردند داغ گوشمال ميدهد نهج البلاغه ، بر جهان * پندهاى دلنشين و ايده‌آل بهر خويش از آن كتاب ، اندرزگير * تشنگى را رفع كن با آن زلال هرگز نپنداريم كه ، مشعل فروزان هدايت در دست داريم بلكه بايد چنين انگاريم كه در شب تاريم و در گرداب خوفناك اضطراريم ، جز توسّل با وصياء و اوتاد چيزى ديگر در دست نداريم . اوّلين كشتى نجات ما در درياى سهمناك ملاحم و امواج خشمناك حوادث على است بياييد با هم شويم و آستين بالا زنيم و بر چنين عروة الوثقى اعتصام نمائيم و حلّ معماهاى خود را از او بخواهيم . يعنى نهج البلاغه بخوانيم و از گشت روز و گذشت روزگار و سرگذشت اشرار ، درس عبرت بياموزيم و دنيا را در يك آئينه حقيقى كه واقعيت‌هاى زندگى در ديدگاه على ، در چشم انداز بسيار روشن ترسيم شده است نظاره نمائيم . دهر فانى ، جمله آئينه براى عبرت است * رادمردى و كمال و چشم عبرت بين بس است صفحهء نهج البلاغه ، از تحرّى زد رقم * بهر استفهام ، افراد حقيقت بين بس است كتاب مقدّس نهج البلاغه كه از شش جزو تشكيل يافته ، جزو پنجم آن كه همين جزو است ، مشتمل بر 79 نامه و عهدنامه مىباشد كه از جانب آن بزرگوار ، بفرمانروايان و حكمرانان ارسال شده است . و اين بندهء حقير ، اين جزو را بلسان شعر نوشته‌ام كه اميدوارم خداوند تعالى قبول فرمايد و دوستان و خواندگان گرامى نيز بپسندند . انشاء اللّه تعالى من چه چيزم كه زبان بر ادب و شعر كشايم * بلكه اين داعيه ، از ساحت لطف ازلى بود بنده جز شعر و بجز قافيه چيزى ننوشتم * ليك از سوى على كلّ مطالب عملى بود شايد اين نسخهء من كم بود از كيف و كميّت * در عوض نسخهء مولى همه موزون و جلى بود آنچه بر وحى خدا گشته مسمى ببرادر * قبل از اين نيز به صد نام و نشان مال على بود