خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

69

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

خصلت بهائم داشت و خسّت رذائل : ( عثمان ) ( 12 ) مرد سوّم شد پس از مرگ عمر از جا بلند * چون بهائم ، بود بر بسيار خوارى آزمند ( همّ او معطوف خود بود و اطاعت از هوا * همّتش حبّ منال و بر زخارف اشتهاء ) ( 13 ) تا شدند اولاد اجدادش معين و يار او * ( تقويت دادند او را در روند كار او ) مال ايتام و فقيران را زباب اختيار * آنچنان خوردند كه ، اشتر گياه نوبهار تا كه او را هم طناب زور و قدرت باز شد * بهر قتل و كشتنش راه جماعت باز شد ( با تفرّق نقض عهد از وى نمودند امّتى * سوء رفتارش فراهم كرد او را نكبتى ) ( در پى اسراف و منع مال و نعمت از فقير * جمع شد مردم پياپى از صغير و از كبير ) ( تا كه بعد از يازده سال و ( يازده هيجده ) * سرنگون كردند آخر از مقام و جايگه ) فما راعنى الّا و النّاس كعرف الضّبع الىّ ( مردم مرا مانند نگينى انگشتر در ميان گرفتند ) بيعت مردم به على عليه السّلام بعد از بيست و پنج سال خانه نشينى ) مردم بعد از آنكه خلافت آن سه مرد را با جان و جسم لمس كردند آنگاه تا حدّى بواقعيت‌ها پى بردند . لذا بعد از آنكه تار و پود خلافت عثمان از هم گسست و زمينهء مساعد براى قتل او فراهم آمد براى بيعت با من اجتماع نمودند . . . ( 14 ) ( تا مساعد شد بقتل مرد سوّم روزگار * خلق شد در انتخاب رهبريتّت هوشيار ) هيچ چيزى بر زيان من نيارستى قدم * تا كه بعد از قتل عثمان بر من آرد رنج و غم جز كه بر من ريختند همچون ذباب انگبين * در ميان كردند با غوغاى افزون ، چون نگين تا ردايم پاره گرديد و بهم خورد انتظام * زير پا ماندند فرزندان ، ز فرط ازدحام بهر بيعت دور حولم بود شور و همهمه * آن چنان كه اجتماع گوسفندان در رمه ( 15 ) تا كه بيعت را پذيرفتم نشستم روى كار * ( سر بر آورد از نهانىها شرار كارزار )