خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
67
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
آنزمان بر نقض بيعت بود از دل خواستار * خود همى فرمود ( اقيلونى ) ز روى اعتذار در اوان و عهد بيعت استقالت « 1 » مينمود * ليك چندين صبح ديگر استمالت مينمود در ابتداء ميگفت ( اقيلونى فلست بخيركم و على فيكم ) اى مردم بيعت خود را از من فسخ كنيد يعنى از من بگذريد كه بهترين شما نيستم و على با شما است ( به او بپيونديد ) . دست برداريد از من ، بهتر از من با شماست * گر على بيعت پذيرد بيعت از من نارواست ليك آخر سنگ بر اين رهگذر انداخت و رفت * تا خلافت را بآغوش عمر انداخت و رفت پس خلافت را نهادند هر دو با هم دو ظالم در ميان * نيمى از آن مال اين و نيم ديگر مال آن چون دو پستان شتر ، از آن خود پنداشتند * بر شتربان همچو رعد پر شرر برخاستند پس ابن ابى قحافه ( ابوبكر ) خلافت را بعد از خود بعمر واگذاشت در حقيقت آن را جاى بسيار نادرستى قرار داد كه بنيانش لرزان و پايههايش متزلزل بود . ( 6 ) بر ابوبكر آخر آمد چون زمان اقتدار * كرد آن را در مكان نادرستى برقرار صاحب آن جاى ناباب و مكان نادرست * بود شخصى چون عمر از بندگان نادرست تند خو و بد زبان و اشتباهش بيشمار * ( جملهاى از آن زن آبستنى را سنگسار ) ( 7 ) همنشيناش چون كسى باشد كه بر اشتر سوار * اشترى كه چست و چالاك و چموش و بيقرار گر مهارش سخت گيرد ، رنج بيند از دماغ * گر نگيرد پرت دارد ساربانرا از مساغ « 2 » ( 8 ) مر خدا را صادقانه ميكنم سوگند ياد * گشت مردم در زمان او گرفتار فساد رفت اين ده سال و ششماهم به آخر با محن * داشتم ليكن شكيبائى سراسر با محن
--> ( 1 ) استقالت استعفا ( 2 ) مساغ رهگذر