خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
49
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
بعد از آنكه در تعصّب پا فشرد و در شقاق « 1 » * ايزدش لرزاند پاى عزم او را در وثاق « 2 » پس عطا فرمود آدم را مكان دلپسند * ( بر شمرد او و مكانش را بزرگ و ارجمند ) بر فراوانى سپرد و در فراخى جاى داد * ( تا بدين سان در بهشت جاودانى پا نهاد ) سورهء 2 آيهء يا آدم اسكن در كتاب * ( بر چنين موضوع پر جنجال دارد انتساب ) كرد او را از گزند و شرّ شيطان بر حذر * داده ما را سورهء طه از اين موضوع خبر - 117 آيهء ( 32 ) گول زد او را ولى ، شيطان غاوى « 3 » ديوپست * سورهء بيستم براى آن ، دليلى روشن است ( آيهء 120 ) آنچه اعطا كرد آدم را خداوند از نعم * مايهء حقد و حسد گرديد او را اين كرم از طريق خير خواهى كرد كم كم وسوسه * با بسى دلسوزى ظاهر بآدم وسوسه تا كه آدم با چنين خدعه يقين از دست داد * با فريب خصم عصيانگر بترديد اوفتاد عزم را در چنبر سستى بخفّت بركشاند * خاطر خود را ز بهجت بر پريشانى نشاند با وجود غفلتش بر شرمسارى برفزود * از همين كردار ، اظهار پشيمانى نمود در پى سستى و كوتاهى كه در اطاعت امر خدا به آدم دست داد و او را شرمسار و پشيمان ساخت ، پروردگار عالم اين پشيمانى او را بعنوان تمايل بتوبه ، و گرايش به انابه ، پذيرا گرديد و كلمهء رحمت را به آن جناب تعليم فرمود . ( 33 ) پس خدا راه انابت را بآدم ياد داد * كلمهء زيباى رحمت را همانا از و داد « 4 » وعدهء برگشت داد او را دوباره بر بهشت * آن محلّى كه در اوّل بود و ليك از دست ، هشت باز گردانيد او را سوى دنيا ، جاى بد * جاى ده روزى و زايشگاه فرزند و ولد و اصطفى سبحانه من ولده انبياء اخذ على الوحى ميثاقهم . . .
--> ( 1 ) شقاق مخالفت ( 2 ) وثاق محكمى ( 3 ) غاوى گمراه ( 4 ) و داد دوستى و محبّت