خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

27

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

( 25 ) از شگفتىهاى او عقل از تأمّل ناگريز * تا بدانجا كه پذيرد جملگى را بىنظير گردش گفتار او در محور زهد است و پند * همچنان در ترك دنيا و امور ناپسند ( 26 ) گر كند انديشمندى در تأمّل غور « 1 » بيش * زاهدى پندارد او را در مطاف « 2 » عقل خويش بر تصوّر مىنيارد كه چنين قول بليغ * از كسى باشد كه تيغ او بدشمن بس ستيغ سلطهء او سايه افكنده بدل‌ها در صدور * بندهء اويند مردم در غيات و در حضور گر ببيند اينهمه بسط و شكوه و طمطراق * عشق ورزد بر جلال او زراه اشتياق خاطر از ترديد و شكّ آسوده خواهد كرد بس * كاين سخن صادر نگردد از زبان غير كس اين سخن قول كسى باشد كه او را در سپهر * نيست سود و بهره‌اى در غير زهد و ترك دهر قول آنكس كه مر او را جز عبادت كار نيست * از گزند انزوا و گوشه‌گيرى زار نيست از همه دورى نموده كرده از خلق اجتناب * از تحرّك او فتاده زندگى را آسياب از تجرّد « 3 » ، دامن كوهى نموده التجاء * طىّ استظهار « 4 » ، بر زهّاد كرده اقتداء پس آن متأمّل انديشمند و متفكّر دانشمند ايقان نخواهد داشت كه آن سخنان گهربار از درج گوهر آن بزرگوار است كه با كمال توكّل بر دين خدا پرداخته و شمشيرش برئوس اعادى « 5 » آخته « 6 » . ( 27 ) مرد دانشمند را باور نخواهد شد كه آن * از بيانات ثمين است از امام مستعان ع آن امامى كه برون آورده شمشير از غلاف * در رئوس فتنه جويان بهر ايجاد شكاف خون ز شمشيرش فرو ريزد دمادم روز جنگ * ( دشمن بدخواه را معدوم سازد بيدرنگ ) پيكر خصم زبون را روى خاك افكنده است * ريشهء منحوس او را از زمين بركنده است در چنين حالت خدا را برگزيده بنده است * كوزهء قلبش لبالب از صفا آكنده است با وجود اين ، هماره ازهد زهّاد اوست * در ميان خلق عالم افضل عبّاد اوست

--> ( 1 ) فرو رفتن بعمق مطلب ( 2 ) طوافگاه و محلّ سير ( 3 ) تجرّد تنهائى و تفرّد ( 4 ) استظهار پشت گرمى ( 5 ) اعادى جمع الجمع عدو ( 6 ) فرود آمده