خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

12

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

ابى طالب ( ع ) بر پاى نه ايستاد ، و لشكر شرك جز بر اثر قدرت و صولت او منهزم نگرديده است و خداى بزرگ كعبهء بيت الحرام را از آلودگى بتها جز به دست او پاك نفرموده و زنگارهاى شبه و كفر ، جز به بيانات و براهين او نهج البلاغه شريفش مندرج است - زدوده نشده است » . استاد محمد تقى جعفرى : آن روز كه نهج البلاغه على بن ابيطالب ( ع ) بيطرفانه و با دقّت رسيدگى شود از تمامى مكتب‌هاى اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى و فلسفى بىنياز خواهيم شد نهج البلاغه در كلام علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه : آنچه براى دانشمندان چشمگير است ادب علمى است كه انسان در زندگى صاحب نهج البلاغه مشاهده مىكند يعنى با آنكه در دل درياى بىكرانى از علوم مختلف را انباشته داشته چگونه در دوران زندگى پيامبر اسلام حضرت ختمى مرتبت حضرت محمد بن عبد اللّه ( ص ) هيچ گونه سخنى در هيچ زمينه به زبان نياوردند و تنها در برابر پيامبر اسلام ، گوش بودند كه فقط مىشنيدند . و اين براى يك فيلسوف بزرگترين درس است كه بايد در هر زمينه ادب علمى خود را حفظ نمايند و اگر به يك ابتكار علمى دست يافت در برابر استاد اظهار وجود ننمايد و اين خود بزرگترين روش اخلاقى فلسفى است كه در برابر يك كشف علمى خود را نبازد و اين بزرگترين درسى است كه از نهج البلاغه يك فيلسوف مىتواند استفاده نمايد . آيت الله محمد تقى شوشترى ، شارح نهج البلاغه : ( نهج البلاغه ) ، كتابى است كه گويى خداوند الفاظ را بوسيلهء آيات كتاب آسمانى ( قرآن ) به گوهر آراسته است ، ( اين كتاب ) حاوى حكمت‌هاى ( پربها ) همانند درّ است كه در گفتارش صادق مىباشد و فرقى ميان آن دو نيست جز آن كه اين كتاب ( نهج البلاغه ) فرو فرستاده نشده است » . آيت اللّه حسن زاده آملى : كلمات امير المؤمنين ( ع ) نه فقط از حيث بلاغت ( نهج البلاغه ) بلكه در جميع شئون و امور حيات انسانى نهجى قويم و طريقى مستقيم است ( نهج البلاغه ) كتابى است كه اگر در آن به ترتيب حروف نهجى از الف تا يا در هر يك از معارف حقه الهى بحث گردد اصول و امهاتى را حائز است كه هر اصل خود شجره طيبه فروع و اثمار بسيارى است . استاد شهيد مرتضى مطهرى متفكر خطيب و متكلم بزرگ اسلامى : سخن على ( ع ) براى او وسيله بوده نه هدف ، او نمىخواسته است به اين وسيله يك اثر هنرى و يا يك شاهكار ادبى از خود باقى گذارد . بالاتر از همه اين كه سخنش كليّت دارد و محدود به زمان و مكان و افراد معين نيست مخاطب او انسان است و به همين جهت ، نه مرز مىشناسد و نه زمان . . . نهج البلاغه از همهء جهات متأثر از قرآن و در حقيقت فرزند قرآن است » .