محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1654
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
بيت با بذل تو اسم بحر ناديده * با ذهن تو نام عقل ديوانه نان در انبان - كنايه از مسافر باشد . مثالش انورى : [ بيت ] منهيان ربع مسكون ز آبروى عدل تو * فتنه را پنجاه ساله نان در انبان يافته نرمشانه - كنايه از حيزو مخنث [ 1 ] . پوربهاى جامى گويد : بيت نرمشانه سخت ديدهء سست رگ * بيوهپرور ، كمخرد ، بسيارخور نرمگردن - كنايه از مطيع و منقاد . نظامى گويد : بيت نشستند بيدار مغزان روم * به مهر « 1 » ملك نرمگردن چو موم نافهبوى بمعنى آنكه بوى او همچو بوى مشك باشد و نيز عبارت از گندهدهان باشد چه پوست نافه بوى كريه دارد . مثالش شيخ نظامى : [ بيت ] جهانجوى چون ديدكان يافهگوى * چو نافه كند خويش را نافهبوى و يكى از اكابر گويد : [ بيت ] همنشينى كه نافهبوى بود * خوبتر زانكه يافهگوى بود و نيز نمام و سخنچين را گويند كه سخن را پراكنده كند چنان كه نافه بوى را پراكند . كذا فى المؤيد . نهى درنوردى [ 2 ] - يعنى بىنام و نشان كنى . كذا فى اصطلاح الشعراء . و نيز بمعنى در سوراخ نهى باشد . نمك بر آتش افكندن - كنايه از شور و غوغا كردن . نمد بر آتش افكندن - كنايه از شور و غوغا كردن . نمد در آب داشتن - كنايه از مكر كردن و در فكر حيله بودن . نمكدان شكستن - كنايه از حقنشناسى و بيوفائى ورزيدن . مثالش سلمان گويد :
--> ( 1 ) - « س » : بهر . ( متن از « غ » است ) . ( 1 ) در برهان معنى كاهل و كمقدرت و مطيع دارد . ( 2 ) در برهان نهى در نواد آمده است و نواد را بمعنى سوراخ و زيان گويد .