محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1624
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
مصاف و در مباحثه و درمانده شدن . ز دست برگيرم - يعنى رفع كنم [ 1 ] . مثالش ظهير فاريابى : [ بيت ] بخشم گفتى زودت ز دست برگيرم * چگويمت كه بدستت درست و بتوانى زادهء شش روز - كنايه از كل مخلوقات باشد [ 2 ] مثالش خاقانى گويد : بيت دادهء نه چرخ را در خرج يكدم مىنهيم * زادهء شش روز را بر خوان يك شب مىخورم زبان دادن - كنايه از عهد و شرط كردن . فردوسى گويد : [ بيت ] زبان دادن دستان « 1 » كه تا رستخيز * نهبيند نيام مرا تيغ تيز و نيز كنايه از رخصت تكلم دادن . امير خسرو گويد : بيت زبانش داد شاه و مرد در سنج * در سنجيده بيرون ريخت از گنج زنجيرى - كنايه از فرمانبردار و مطيع باشد [ 3 ] . زودخيز « 2 » - كنايه از فرمانبردار و مطيع باشد . هم او [ 4 ] گويد : بيت بفرمود تا خازن زودخيز * كند پيل بالا بر آن گنجريز باب السين سر خاريدن - يعنى نوميد شدن . و نيز كنايه از عاجز شدن در جواب خصم و شرمنده شدن . و نيز راغب كردن و تملق نمودن مر ديگرى را و لطف نمودن و تسلى ساختن . « 3 » مثال معنى اول و دوم شيخ سعدى گويد : شعر خارى چه بود بپاى مشتاق * تيغش بزنى كه سر نخارد « 4 »
--> ( 1 ) - « س » : دستا . ( 2 ) - اين تركيب و شرح آن از « غ » است . ( 3 ) - « س » : غلق . ( 4 ) - « س » : نخاره . ( 1 ) برهان ندارد . ( 2 ) در برهان زادهء شش روزه آمده است . ( 3 ) در برهان كنايه از ديوانه است . ( 4 ) يعنى : امير خسرو .