محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1523
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
نيز آورده [ 1 ] . هوشاز « 1 » - [ بشين معجمه . به وزن دوشاب ] بمعنى تشنگى بهايم كه بغايت رسيده باشد . كذا فى - الفرهنگ . هنوز - يعنى تا اكنون . مثالش خواجه آصفى فرمايد : بيت چشم تو دلفريفته و عشوهگر هنوز * ابروى دلفريب تو مد نظر هنوز و حكيم انورى نيز گويد : شعر « 2 » بسا خرمن كه آتش درزنى ، باش * هنوزت آب خوبى زير كاهست و هنيز نيز به اين معنى باشد . كذا فى المؤيد . مثالش حكيم فردوسى [ 2 ] گويد : شعر « 2 » خبر دارى از ابن يامين هنيز * كه به روى نهفته نماندست چيز هنباز - به وزن و معنى انباز باشد « 3 » . و در فرهنگ همباز نيز آورده - كه بجاى نون ميم باشد - . مثالش حكيم قطران فرمايد : شعر نشد پيوسته كس باوى كه همبازش نشد نصرت * كس اندر وى نشد عاصى كه نامد پيش خذلانش هماويز - آنكه با ديگرى درآويخته باشد در جنگ و ستيزه [ 3 ] . نزارى گويد : بيت بهرمز نعرهاى « 4 » برزد كه برخيز * بيا كامد بميدانت هماويز « 5 » و - به سكون ميم - نيز آمده چنان كه « 6 » هم او [ 4 ] گويد * : بيت زمانى نيك همآويز بودند * ز يكديگر بكين خونريز بودند مع الزاء الفارسى هاژ - متحير و حقير باشد . شمس فخرى
--> ( 1 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » است . ( 2 ) - « س » ندارد . ( 3 ) - از اينجا تا پايان مطلب را « س » ندارد و « الف » در حاشيه دارد . ( 4 ) - « س » « الف » : نعره . ( 5 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 6 ) - اصل : چنانچه . ( 1 ) برهان گويد نام جايى نيز هست ( خوز ، هوز و جمع آن اهواز ، نام قوم ساكن خوزستان . ( حاشيهء برهان ) . ( 2 ) بيت از يوسف و زليخاى منسوب به فردوسى است . ( 3 ) هماورد . كفو . ( عربى ) ( برهان ) . ( 4 ) يعنى : نزارى .