محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1464

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

بيت از جنگ سوى ساز آ « 1 » وز خشم و ناز باز آ * اى رختهاى خود را از رخت ما نورده نمكينه - دوغى باشد كه از آب نمك و اوزار كنند و مراد از اوزار زيره و گشنيز و امثال آن باشد و آن دوغ را به عربى ملحيه خوانند . نكوه - [ بفتح نون و ضم كاف ] [ 1 ] اسم فاعل از نكوهش‌كننده و بدگوينده مثالش حكيم انورى گويد : بيت اى صميم دلت بخيل نكوه * وى صرير درت دخيل ستاى - - دخيل به عربى صاحب سرو معتمد و خاصهء كسى را گويند - - و بمعنى « 2 » امر بنكوهش كردن نيز آمده . مثالش حكيم كسائى فرمايد : بيت بنكوهش « 3 » مكن درونها ريش * خويشتن را نكوه از همه بيش نظاميه - نام مدرسه‌ايست در بغداد كه خواجه نظام الملك ساخته [ 2 ] . شيخ سعدى فرمايد : بيت مرا در نظاميه ادرار بود * شب و روز تلقين و تكرار بود نسيه - ضد نقد باشد [ 2 ] . مثالش شيخ نزارى گويد : بيت بهشت نقد نزارى تويى و بس كه مذكر * بخلد نسيه نيارد فريفت چون دگرانم « 4 » كذا فى الفرهنگ . اما اين لفظ عربيست و در فارسى به كار برند * . نميده - [ به وزن خميده ] يعنى نمديده [ 3 ] . مثالش نزارى فرمايد : شعر « 3 » پىرم برگرفت آن دل رميده * نسيمى برده از خاك نميده « 4 » و در فرهنگ - بضم نون - بمعنى نااميد آورده اما اندك تأملى درين مىرود * . نورنجه - [ بفتح نون و راء و جيم و سكون نون ] در فرهنگ [ بمعنى ] تالاب « 5 » كه استخر نيز گويند آورده و به اين بيت شيخ فيض كه در مركز ادوار فرموده تمسك نموده :

--> ( 1 ) - بجز « غ » و « ك » : سازاو . ( 2 ) - « س » : و معنى . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 5 ) - اصل : تالاب باشد . ( 1 ) و بكسر اول نيز گفته‌اند . ( 2 ) برهان ندارد . ( 3 ) و در برهان معنى ميل كرده و توجه نموده نيز دارد .