محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1424
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
فخرى - بكسر نون - آورده بهر دو معنى و گفته : بيت ايا شهى كه ز بيمت كسى نيارد برد * بظلم و جور ز هيچ آفريده دانهء نسك ز عدل تو همه خلق ملل بياسودند * چه اهل مصحف و زند و چه اهل سوره و نسك چو كلبتين هرآنكو گرفت و گير كند * سرش بكوب بسندان چو سيم را خايسك و در فرهنگ بمعنى دوم - بضم نون - آورده و گفته كه زند را زرادشت بر بيست و يك قسم منقسم ساخته و هر قسم را نسك خوانند [ 2 ] . نشك - [ بفتح نون و سكون شين معجمه ] درخت نازو باشد كه كاج نيز گويند [ 2 ] . مثالش استاد رودكى گويد : بيت آنكه نشك آفريد و سرو سهى * وانكه بيد آفريد و نار و بهى نغزك « 1 » - مختصر نغز [ 3 ] . و نيز ميوهء معروف در هند كه آن را آنب « 2 » نيز گويند [ 4 ] . مثالش امير خسرو فرمايد : شعر « 3 » همه ميوهء نغزك و موز و كتهل « 4 » * نه چون سيب خشك و نه همچون سفرجل و هم او [ 5 ] فرمايد : شعر « 3 » ميوهء نغزك هم از آغاز بر * تا حد انجام سزاوار خور نغوشاك - [ بكسر نون ] كسى را كه بر مذهب گبرانست و يهود را نيز گويند . ابو شكور گويد « 5 » : بيت سخنگوى گشتى سليمانت كرد * نغوشاك بودى مسلمانت كرد و در مؤيد الفضلاء مذهب گبرانست و از كيش
--> ( 1 ) - « س » : نفزك . ( 2 ) - « الف » : نغرانب . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - « س » ( در متن ) : كهبل ( در حاشيه اصلاح كردهاند ) ؛ « الف » : كهتل . ( 5 ) - اين جمله و شعر بعد و جملهء پس از آن از « غ » و « ك » است . ( 1 ) به اين معنى لغة بفتح اول است ( حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) . ( 2 ) درخت كاج و صنوبر را گويند . ( برهان ) . ( 3 ) يعنى : خوب . ( 4 ) و انبه ( برهان ) . مبدل نام هندى آنب « آم » هنوز در هند مستعمل است ( از حاشيهء برهان . بنقل از فرهنگ نظام ) . ( 5 ) يعنى : امير خسرو .