محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1402

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

شعر « 1 » چو در دشت هيجا بهر سو دود * دل شير از هيبت او نود و « 2 » عدد تسعين را نيز گويند * و بمعنى ناله كند نيز آمده [ 1 ] . مثال اين دو معنى ناصرخسرو فرمايد : شعر « 1 » نوان از نود شد كزان درگذشت * ز درد گذشت نود مىنود نويد - مژده باشد بنعمت و ضيافت و غيره و هرچه سبب خوشحالى باشد . و در مؤيد و نسخهء وفائى بمعنى نوان يعنى حركت‌كنان و لرزان نيز آمده . مثالش استاد عماره گويد : بيت نال نونده بسان سوسن آزاد * بنده بر آن نال نال‌وار نويدم و بخاطر رسيد كه نويد بمعنى متحرك و لرزان شد باشد چنان كه « 3 » ناصرخسرو فرمايد : شعر « 2 » همان سرو كز بس كشى مىنويد * كنون باز چون مىخوشى مىنود و بمعنى نالان شد نيز آمده مثال اين معنى لبيبى گويد : [ بيت ] ز درد دل آن شب بدانسان نويد * كه از ناله‌اش هيچ‌كس نغنويد « 2 » و در فرهنگ بمعنى اول - بضم نون - آورده و به همين معنى نبيد - بباى موحده - نيز آمده * [ 2 ] . نابسود - يعنى دست‌زده نشده و ناسوده چنان كه فردوسى گويد : بيت بهيشوى داد آن دگر هرچه بود * ز دينار و از جامهء نابسود نورديد « 4 » - يعنى پيچيد « 1 » جامه و نامه و امثال آن را . مثالش شيخ سعدى گويد :

--> ( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 3 ) - اصل : چنانچه . ( 4 ) - اين لغت و شرح آن از « ك » است . ( 1 ) در برهان اين معنى نيست و گويد معنى موضع اسفل كه عرب دبر گويد نيز دارد . ( بطريق مجاز ) . ( 2 ) در برهان معنى مژده و مژدگانى و خبر خوش و هر چيز كه سبب خوشحالى شود و اميدوار گردانيدن و وعده كردن بخدمات ديوانى و كارهاى بزرگ و با نفع و فايده نيز دارد . و در معنى لرزيدن و ناله و نوحه كردن بروزن گويد آورده است .