محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1403

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

بيت قبا بست و چابك نورديد دست * قبايش دريدند و دستش شكست مراد از دست آستين است يعنى آستين را بر دست نورديد . و بمعنى طى كرد راه را و مسافت را نيز آمده . اين معنى نيز به آن آيل مىشود [ 1 ] . ناهيد - زهره باشد كه او را بيدخت و زاور نيز گويند . و نيز نام مادر سكندر [ 2 ] . مثال معنى اول حكيم خاقانى گويد : شعر « 1 » اگر ناهيد در عشرتگه چرخ * سرايد شعر من بر ساز ارغن نميد - [ به وزن رميد ] اميدوار باشد در نسخهء وفائى . و - بضم نون - نيز به نظر رسيده اما حكيم سنائى بمعنى نااميد آورده و غالبا كه اين اصحست [ 3 ] و گفته : شعر « 1 » مهرش ادريس را بداده نويد * لطفش ابليس را نكرده نميد و حكيم ناصرخسرو گويد « 2 » : بيت روى اميدت به زير گرد نميدست * گرت گمانست كاين سراى قرارست نوشاد - [ بفتح نون ] نام ولايتى است حسن خيز [ 4 ] . مثالش ظهير الدين فاريابى گويد : بيت مرا از آنچه كه سيمين تنيست در كشمير * مرا از آنچه « 3 » كه شكر لبيست در نوشاد نگزرد « 4 » - [ بفتح نون و زاى معجمه و مهمله و سكون كاف فارسى ] يعنى چاره نبود . مثالش سراج الدين راجى گويد : شعر « 1 » عيش ما را نگزرد « 4 » از جام مى * آن ميى « 5 » كش دردسر نبود ز پى

--> ( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ك » است . ( 3 ) - « ك » : مرا از اين . ( 4 ) - بجز « ك » : نگذرد . ( 5 ) - « س » : مى . ( 1 ) در برهان معنى بىنام و نشان ساختن و معنى ته كردن و گذاشتن هم دارد . ( 2 ) در برهان معنى دختر رسيده نيز دارد ( ناهيده ) . اما در معنى اخير صحيح ناهده و عربى است ( حاشيهء برهان ) . ( 3 ) در برهان بفتح اول ماضى نميدن نيز دانسته شده است كه ميل كرد و نوحه كرد و نم كشيد و اميدوار شد باشد . ( 4 ) رجوع به حاشيهء مرقوم بر اين لغت در برهان قاطع شود .