محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1377
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
جادوانست [ 1 ] . مثالش استاد دقيقى « 1 » گويد : بيت برفت يار و رهى ماند در بيابانى * كه حد آن نشناسد بجهد جادوى ماى و مخفف مياى نيز باشد چنان كه « 2 » ناصرخسرو گويد : شعر « 3 » ز برهان و حجت سپر ساز و جوشن * بميدان مردان برون ماى عريان و در فرهنگ نام جانور خزنده باشد مانند مار و ملخ و امثال آن و مثال اين بيت فردوسى آورده « 4 » : بيت تويى پهلوان جهان كدخداى [ 2 ] مانوى - « 5 » [ بفتح نون ] آنچه منسوب به مانى نقاش باشد از تصوير و اشكال غريبه [ 3 ] مثالش خواجوى كرمانى گويد : بيت دو چشم تو اى لعبت مانوى * دو بيت سنائيست در مثنوى و چون او دعوت به نبوت كرده جمعى كه به او گرويدند ايشان را نيز مانوى گويند . مردرى [ بضم ميم ] ميراث باشد كه مردريگ نيز گويند . مثالش حكيم فردوسى گويد : بيت برفت و جهان مردرى ماند ازو * نگر تا كرا ماند از آن آبرو و نيز كنايتست از سست و فرومايه كه كار از آن نيايد كذا فى زفانگويا [ 4 ] . بمعنى اخير حكيم سنائى فرمايد و بمعنى اول نيز مناسبت دادر : شعر « 3 » بود در مردرى گريبانش * دو درم بهر جامه و نانش
--> ( 1 ) - « ك » : رفيعى ( 2 ) - اصل : چنانچه . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ك » است . ( 5 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » و « ك » است . ( 1 ) در برهان معنى يكى از رايان و بزرگان هند نيز دارد و گويد در بعضى ولايتها مادر را گويند كه والده باشد . ( برهان ) . ( 2 ) مصراع دوم كه كلمهء شاهد در آنست در نسخه نيست و در فهرست و لف شاهنامه نيز اين شعر فردوسى ديده نشد . ( 3 ) برهان ندارد . ( 4 ) برهان اين معنى را براى مرده ريگ آورده است .