محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1115
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
باشد و فخر الدين گرگانى در ويس و رامين آورده كه كوسان در زمان شاه موبد « 1 » بود كه برادر بزرگ رامين است و بعد از او رامى پادشاه شد و گفته : [ بيت ] شهنشه گفت با كوسان نايى * زهى شايسته كوسان نوائى كپان « 2 » - [ بتخفيف و تشديد باء ] قپان باشد كه كرستون و كرستوان نيز گويند [ 1 ] . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت « 3 » به صد من كپانى برافراختند * در آن سنگ همسنگش انداختند كدين - [ بضم كاف و كسر دال ] همان كدنگ مرقوم . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت نگه دار اندرين آشفته بازار * كدين گازران از طبل عطار و از اين دو بيت نزارى بمعنى پتك ظاهر مىشود [ 2 ] : بيت اگر پيشانيى دارى چو سندان * نه پيچى از كدين رمز ما روى و هم او گويد [ 3 ] . بيت پنداشتم كه زير كدين مجاهده * سندان روزگار بتوش و توان « 4 » دهم كريغتن - [ بغين معجمه ] به وزن و معنى گريختن باشد و بكاف فارسى [ 4 ] نيز به نظر رسيده . كتايون [ بفتح كاف و ضم ياى حطى ] نام دختر قيصر روم كه در حبالهء گشتاسب بود و اسفنديار از اوست . مثالش معزى گويد [ 5 ] : بيت چونان كه شاه سنجر نازد ز طلعت تو * اسفنديار نازد از طلعت كتايون كراخان - نام پسر مهتر افراسياب [ 6 ] .
--> ( 1 ) - « س » : مويد . ( 2 ) - « س » : كبان . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - « س » : نوان . ( 1 ) معرب آن قبان . قسطاس . ( 2 ) برهان اين معنى را ندارد . ( 3 ) يعنى : نزارى . ( 4 ) يعنى : گريغتن . و برهان كريفتن آورده و آن استوار نيست . ( 5 ) برهان كتابون ضبط كرده است با اشاره به ضبط سرورى به صورت كتايون . ( 6 ) قراخان ( شاهنامه ) .