محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

382

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

مع الشين چشم‌گاوميش - نام گليست « 21 » مثالش « 1 » هفت پيكر : بيت غنچه با چشم‌گاوميش بناز * مرغ با گوش پيلگوش براز چالش - خراميدن و بناز رفتن باشد . مثال بستان : بيت بيا تا درين شيوه چالش كنيم * سر خصم را سنگ بالش كنيم « 2 » و شيخ نظامى در سكندر نامه بمعنى جنگ در چند مقام آورده ، از آن جمله فرمايد : بيت از ان سهمگين‌تر سياهى قوى * عنان تافت بر چالش خسروى و جاى ديگر نيز فرمايد : « 22 » بيت بچالشگرى سوى او راند رخش * برابر سيه خنده زد چون درخش و مولوى معنوى نيز مؤيد اين معنى آورده : بيت با سگان زين استخوان در چالشى * چون نى اشكم تهى در نالشى و چاليش [ باضافهء ياء ] نيز آمده « 23 » . مثالش هم او « 24 » گويد : بيت اين نظر با آن نظر چاليش كرد « 3 » * ناگهانى از خرد خاليش كرد چش « 4 » - [ بفتح جيم ] يعنى چشنده و بر ذائقه عرض كننده و بمعنى امر به اين معنى نيز آمده « 25 » . مثال معنى اول اثير اومانى گويد : بيت نشكيبد نفسى چون خطت از شيرينى * هر دلى كز لب لعل تو نمك چش گيرد مثال دوم سراج الدين راجى گويد : بيت اگر خواهى كه سازم كام جان خوش * ز نام لعل شيرينش شكر چش چنگش - نام مبارز تورانى كه به يارى افراسياب « 5 » آمده و بدست رستم كشته شد . چپش - [ بفتح ] بز يك ساله باشد . مثالش پوربهاى جامى گويد : بيت لايق كشتن است چون شيشاك * سر ببايد بريدنش چو چپش « 6 » چاوش - نقيب لشكر باشد « 26 » . مثالش خسرو شيرين :

--> ( 1 ) كلمه از « ب » است . ( 2 ) اين مصراع در حاشيهء « س » است . ( 3 ) كلمه در « س » نيست . ( 4 ) اين لغت و شرح آن از « ب » است . ( 5 ) « س » : اسباب . ( 6 ) « س » : چپس . ( 21 ) در برهانست كه آن را گل‌گاوچشم و عين البقر خوانند . ( 22 ) يعنى : نظامى . ( 23 ) در برهان بمعنى مباشرت نيز هست . ( 24 ) يعنى : مولوى . ( 25 ) در برهان بمعنى مخفف چشم آمده است و بكسر اول آوازى كه بدان خر را از رفتن باز ايستانند . و معنى متن را ندارد . ( 26 ) در برهان چاووش به وزن پاپوش آمده است .