محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

141

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

بيت تا زبانت خمش نشد از قول * ندهد بار نطق « 1 » ايزد بار « 2 » بار دوم عربيست و بتشديد راء باشد يعنى نيكوكار « 3 » . و بمعنى ميوهء درخت و حاصل نباتات « 4 » و بارنده و ببار نيز آمده . مثال معنى اول حكيم سنائى فرمايد : بيت بيخ كان را نشاند خرسندى * شاخ آن بىنيازى آرد بار مثال معنى دوم هم او « 21 » فرمايد : شعر رخت بردار ازين خراب كه هست * بام سوراخ و ابر طوفان بار مثال معنى سوم حكيم اوحدى گويد : شعر خانه در بيشهء الهى گير * سنگ بر شيشهء مناهى بار و مسعود سعد نيز گويد به اين معنى : بيت چرخ كردار بر معالى گرد * ابر كردار بر موالى بار * و بمعنى بيخ و بن نيز آمده چنان كه « 5 » حكيم سنائى گويد : بيت قفس چار طبع و پنج حواس * پر و بالت شكست از بن و بار « 6 » و در فرهنگ مترادف كار نيز باشد چنان كه « 7 » هم او فرمايد « 21 » : بيت بر در ماتم سراى دين و چندين ناى و نوش * بر در رعنا سراى ديو و چندين « 8 » كار و بار و بمعنى بارگاه نيز آمده . مثالش امير خسرو گويد : بيت كلهء بارت شده بر اوج ميغ * كنگر قصرت زده بر اوج تيغ و بمعنى جاى انبوهى چيزى نيز آورده ، چون هند و بار و دريا بار . مثال اين معنى خلاق المعانى گويد : بيت بخاتم تو كه درياش تا كمر گاهست * بخامه‌ات كه بسر مىرود بهند و بار و بمعنى غش كه در زعفران و مشك و غير هما كنند نيز آورده و به اين بيت « 9 » متمسك شده . خاقانى گويد : شعر هر جا كه محرمى است خسى هم حريف اوست * آرى ز گوشت گاو بود بار زعفران و حكيم « 10 » ازرقى نيز گويد : بيت شنيده‌ام صنما من « 11 » كه بار مشك كنند * از ان جگر كه ز آتش به دو رسيد اثر و بمعنى دوست نيز آمده گويند زن بار و غلام بار و بچه بار مثال « 12 » اين معنى ابن يمين گويد : شعر آنكو بچه بار و طفل گايست « 13 » * اى بس كه كشد زحير و رنجه و صاحب فرهنگ بمعنى پرده نيز آورده [ و ] متشبث به اين بيت خلاق المعانى « 14 » شده :

--> ( 1 ) « س » : يار نطق . ( 2 ) از اينجا تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 3 ) « س » : نيكوكار باشد . ( 4 ) دو كلمهء اخير از « ب » است . ( 5 ) بجز « ب » . چنانچه . ( 6 ) « س » : از بن باور : « الف » : از بن و باور . ( 7 ) اصل : چنانچه . ( 8 ) « س » : ديو چندين ؛ در « الف » واو الحاقيست . ( 9 ) « س » « الف » : به اين دو بيت ( متن از « ب » است ) . ( 10 ) اين كلمه از « ب » است . ( 11 ) اين كلمه از « س » افتاده است . ( 12 ) « س » « الف » : و مثال . ( 13 ) « س » : گاويست . ( 14 ) « س » « الف » : خلاق . ( متن از « ب » است ) . ( 21 ) يعنى : سنائى .