محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )
105
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى )
را پيغمبر مىدانستند . ايران - بر وزن پيران نام هوشنگ بن سيامك باشد و ولايت عراق و فارس و خراسان و آذربايجان و اهواز و طبرستان و بيشتر از حدود شام را نيز گويند . ايران شهر - بر وزن ويران شهر نام اول نيشابور است . ايرج - به كسر اول و سكون ثانى مجهول و ثالث مفتوح به جيمزده نام پسر فريدون است و نفس فلك آفتاب را نيز گويند و نام يكى از پادشاهان بابل هم بوده است . ايرسا - به كسر اول و سكون ثانى و ثالث و سين بىنقطه به الف كشيده به يونانى قوس و قزح را گويند و نام بيخ سوسن آسمانگون هم هست و چون گل آن زرد و سفيد و كبود مىباشد بنا بر آن ايرسا ناميدهاند چه شبيه به قوس و قزح است . ايرسون - با سين بىنقطه بر وزن نيلگون به يونانى طلق و زرورق را گويند و به شيرازى برقك خوانند . ايرقان - با قاف بر وزن ميهمان به لغت رومى حنا را گويند و آن برگ درختى باشد كه بكوبند و خمير كنند و بر دست و پاى بندند . ايرگ - به كسر اول و سكون ثانى و ثالث و كاف به لغت زند و پازند به معنى مردم باشد چه ايرگان مردمان را گويند . ايرگان - با كاف فارسى بر وزن ميهمان به لغت زند و پا زند به معنى مردمان باشد كه جمع مردم است . ايرمان - بر وزن و معنى ميهمان است اما ميهمان طفيلى كه به رفاقت ياران و دوستان به جائى برند يا خود بىآنكه او را طلبيده باشند برود و شخصى را نيز گويند كه بىرضا در خانه يا ملك كسى فرود آيد و به معنى عاريت و حسرت و آرزو و آرمان هم گفتهاند چه ايرمان خود حسرت خورنده را گويند و به معنى ندامت و پشيمانى هم آمده است و نام شهرى و مدينهاى هم هست . ايرمان سرا - بر وزن ميهمانسرا خانه و سراى عاريتى را گويند و سركوى مطلوب و حسرت خانه را نيز گويند و دنيا را به طريق مجاز ايرمان سرا مىگويند . ايرون - با واو و حركت مجهول گوگرد را گويند كه جزو اعظم باروت است و آن از كوه مانند انار دانه بر مىآيد . ايرى - بر وزن ميرى به لغت زند و پازند مردم و مردمى را گويند . ايزاره - با زاى نقطهدار بر وزن بيچاره ازاره خانه را گويند و آن از ديوار مقدارى باشد از زمين خانه تا به كنار طاقچه مرتبه پائين كه هنگام نشستن پشت بر آن گذارند . ايزد - به كسر اول و ثالث و سكون ثانى و دال ابجد ناميست از نامهاى بارىتعالى جل جلاله . ايزدگشسب - ايزد معلوم و كاف فارسى و شين نقطهدار مفتوح و به سين بىنقطه و باى ابجد زده به معنى خداپرست باشد و نام يكى از از امراى بهرام چوبين هم هست . ايزغنج - به كسر اول و سكون ثانى مجهول و زاى هوز و غين نقطهدار مضموم به نون و جيمزده جوال را گويند به ضم زاى فارسى هم به نظر آمده است . ايژك - با ثانى مجهول و زاى فارسى بر وزن ميخك شراره آتش را گويند . ايسا - به كسر اول و سكون ثانى و سين بىنقطه به الف كشيده نام پيغمبريست از پيغمبران بنى اسرائيل و نام صحف ابراهيم عليه السلام هم هست و به معنى اين زمان و اين دم و الحال هم باشد . ايشان - بر وزن خويشان ضمير است نسبت بذوى العقول حاضر به طريق تعظيم و جمع نيز استعمال كنند . ايشه - بر وزن و معنى بيشه و جنگل باشد و جاسوس و چاپلوس را نيز گفتهاند . اى شهريار - نام روز سىام است از ماههاى ملكى و خطاب به كلانتر و شهريار هم هست . ايشى - با ثانى مجهول به وزن خويشى وصف زنان است همچو بىبى و بيگه و بيگم . ايغده - به كسر اول و ضم غين نقطهدار بر وزن بيهده به معنى سبكسار و بيهودهگوى باشد به اين معنى به فتح اول هم آمده است . ايفده - با فا بر وزن و معنى ايغده است كه بيهودهگو و سبكسار باشد كه هرزه چانه گويند . ايقون - به كسر اول و سكون ثانى و قاف به واو