محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )
106
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى )
رسيده و به نون زده به لغت رومى گلى است به غايت بدبوى و گنده و به عربى ورد المنتن خوانند رنگ آن به رنگ گل سرخ ماند . ايگ - به كسر اول و سكون ثانى و كاف فارسى ولايتى است از ولايات فارس . ايگ بادن - ايگ معلوم و باى ابجد به الف كشيده و واو مفتوح به نون زده نام كتابى است در مذهب مغان و كيش آتشپرستان و به اين معنى به جاى باى ابجد ميم و به جاى واو دال هم به نظر آمده است و اللّه اعلم . ايگر - به فتح اول و سكون ثانى و كاف فارسى مفتوح به راى قرشتزده دوائى است كه به باگر شهرت دارد و به عربى وج و به يونانى اقارون خوانند سفيد سطبر و گرهدار مىباشد . ايل - به كسر اول و سكون ثانى مجهول و لام به لغت سريانى يكى از نامهاى خداى تعالى است جل جلاله و به زبان تركى به معنى دوست و موافق و رام باشد كه نقيض وحشى است و مردمان و جماعت را نيز گويند و هيل را هم مىگويند كه قافلهء صغار باشد و به كسر اول و فتح ثانى مشدد گاو كوهى باشد گويند چون بيمار شود بينى خود را بر سوراخ مار نهد و به نفس مار را به جانب خود كشد چنان كه مقناطيس آهن را . چون مار را بخورد شفا يابد و به عربى بقرة الوحش خوانند و بعضى گويند ايل گوسفند كوهى است و خون او علاج كسى است كه زهر به وى داده باشند و به ضم اول هم گفتهاند . ايلا - بر وزن زيبا نام پهلوانى بوده از تركستان . ايلاق - بر وزن قيماق نام شهريست از خطا و قلماق و نام درختى هم هست . ايلاوس - به كسر اول و سكون سين بىنقطه به لغت يونانى قسمى از قولنج است و آن مهلك مىباشد . ايلاول - به فتح اول و كسر واو بر وزن دريادل نام كوهى است و كوه را عرب جبل مىگويند . ايلخان - با خاى نقطهدار بر وزن فيلبان لقب سلاطين مغول است همچنان كه قيصر از سلاطين روم و خاقان از چين . ايلگز - به كسر اول و دال بىنقطه و كاف فارسى و سكون ثانى و ثالث و زاى نقطهدار نام پادشاهى است مشهور گويند اين لفظ تركى است . ايلك - به فتح اول بر وزن نغزك نام شهريست در تركستان منسوب به خوبان و به كسر اول نيز آمده است و نام پادشاهان يغما هم هست كه تركستان باشد . ايلول - بر وزن معقول به لغت سريانى نام ماه دوازدهم از سال روميان باشد و آن بودن آفتاب است در اين زمان از اواسط برج سنبله تا اواسط برج ميزان . ايليا - بر وزن كيميا به لغت سريانى كه لغت ترسايان باشد نام امير المؤمنين عليه السلام است و نام يكى از پيغمبران بنى اسرائيل و نام شهريست كه ايلياى پيغمبر منسوب است به آن شهر و نام بيت المقدس هم هست و بعضى گويند نام اصلى خضر عليه السلام است و نام يكى از فتحهاى عمر خطاب و معنى آن صديق اكبر است . ايم - بر وزن جيم مردى را گويند كه زنش مرده باشد . ايمد - بر وزن ابجد گاو آهن را گويند و آن آهنى است كه زمين را بدان شيار كنند و بعضى گويند ايمد چوبى است كه گاو آهن را بر آهن نصب كنند و زمين را بشكافند و آن را به عربى سنه خوانند . ايمر - به فتح اول بر وزن خنجر آهن سر تيزى را گويند كه بر چوب قلبه نصب كنند و بدان زمين را شيار كنند و به كسر اول هم آمده است . ايمه - به فتح اول بر وزن خيمه به معنى اكنون و اين زمان و اين دم باشد و هرزه و ياوه و بيهوده را نيز گويند و به كسر اول به معنى اينچنين و همچنين است . اينت - به كسر اول و سكون ثانى و نون و فوقانى به معنى اينت به فتح نون است يعنى ترا اين چنان كه گويند اينت مىرسد يعنى ترا اين مىرسد و به معنى زهى و بهبه و خهخه كه كلمه تحسين است هم گفتهاند . اينسه - به كسر اول و سكون ثانى و فتح ثالث و سين بىنقطه هر چيز بسته را گويند كه به دشوارى وا شود و دير حل گردد و ظاهرا اين لغت با انيسه با نون و ياى حطى تصحيف خوانى شده باشد و در اصل اين