محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )

104

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى )

روميان و بودن آفتاب در برج جوزا و ترجمه حساب هم هست چه ايارگير محاسب و حساب گيرنده را گويند . ايارده - به كسر اول و رابع و فتح دال ابجد تفسير و چگونگى كتاب زند است و آن را پازند خوانند زند كتابى است به ملت مغان يعنى آتش‌پرستان و بعضى آن را كتاب آسمانى مىدانند و به فتح اول و سكون رابع هم است . اياره - بر وزن شراره به معنى ياره باشد كه دست برنجن است و آن حلقه‌اى بود از طلا و نقره و غير آن كه زنان در دست و پاى كنند و دفتر و حسابى را نيز گويند كه زرهاى پراكندهء ديوانى را در آن نويسند و معرب آن اوراجه است و مركبى باشد از ادويه ملينه كه اطبا به جهت مسهل سازند و آن سالم‌تر از حبوب و مطبوخاتست و معرب آن ابارج باشد و به معنى قدر و اندازه و مقدار هم آمده است . اياره‌گير - بر وزن كناره‌گير محاسب و نويسنده را گويند . اياز - بر وزن نماز نام غلام ترك سلطان محمود غزنوى بوده . ايازى - بر وزن نمازى برقع سياهى است كه زنان بر پشت چشم بندند . اياس - بر وزن مماس به معنى اياز است كه نام غلام سلطان محمود باشد . اياسه - به فتح اول و رابع به معنى آرزو و اشتياق باشد و حلقه و قلابى را نيز گويند كه حلقه را بر نوار پهن نصب كرده باشند و بعد از بار كردن آن نوار را بر بالاى بار اندازند و قلاب را بر آن حلقه انداخته محكم بكشند . اياسى - بر وزن خلاصى به معنى ايازى باشد كه نوعى از برقع سياه است كه زنان بر روى كشند . اياغ - بر وزن دماغ كاسه و پياله شراب‌خورى را گويند . ايبد - با باى ابجد بر وزن سرمد شراره و سرشك آتش را گويند . ايبك - با ثانى مجهول بر وزن زيرك بت را گويند و به عربى صنم خوانند . ايتگين - با تاى قرشت بر وزن پيش بين خانه و صاحب و خداوند خانه را گويند وايتگينى خانه‌دارى و صاحبى و خداوندى خانه باشد . ايتوك - به كسر اول و ضم تاى قرشت و سكون واو و كاف نويد و مژده را گويند . ايثار بخش - با ثاى مثلثه و خاى نقطه‌دار بر وزن بيمارنقش ، هوشنگ پسر سيامك را گويند . ايچ - با ثاى مجهول بر وزن و معنى هيچ است . ايخشت - به فتح اول و ضم ثانى و سكون خاى نقطه‌دار و ضم شين قرشت و فوقانى ساكن فلزات را گويند كه طلا و نقره و مس و آهن و سرب و قلعى و روى و امثال آن باشد . ايدر - به كسر اول و فتح دال بر وزن ديگر به معنى اينجا و اكنون و اينك باشد و ايدرى اينجائى را گويند . ايدع - به فتح اول و ثالث و سكون ثانى و عين بىنقطه به لغت رومى دوائى است كه آن را خون سياوشان گويند و به عربى دم الاخوين خوانند . ايدماميد - با ميم به الف كشيده بر وزن مىخراميد به لغت سريانى درختى است كه بدن آن مانند پشم است و خاصيت وى آنست كه شكم ببندند . ايدند - به كسر اول بر وزن بىبند به معنى اند است و آن عددى باشد مجهول كه به ده نرسد و به عربى بضع خوانند . ايدون - به فتح اول بر وزن و معنى اكنون است كه اين زمان و الحال باشد و به كسر اول به معنى اين چنين و اينجا و اين زمان و اين دم و اين ساعت بود . ايدى - به فتح اول و سكون ثانى و كسر ثالث و سكون تحتانى به معنى نيز باشد كه به عربى ايضا خوانند و ظاهرا در اين معنى با لغت اندى تصحيف خوانى شده باشد و اللّه اعلم . اير - به كسر اول و سكون ثانى و راى قرشت جوششى باشد ريزه و با خارش و سوزش بسيار و آن را به عربى شرى گويند و به معنى دمل هم آمده است و به فتح اول آلت تناسل باشد . ايرا - بر وزن و معنى زيرا و از براى آن و از اين جهت باشد . ايراف - به كسر اول و سكون ثانى و ثالث به الف كشيده و به فاى زده نام پدر اردا است كه پارسيان او