محمد بن هندوشاه نخجوانى
13
صحاح الفرس ( فارسى )
ذكر مقدمهاى كه توضيح آن بر تصحيح لغات مقدم است « 1 » . حروف تهجى بر آن جمله كه مبتديان « 2 » در ابتداء تعليم بتعلم « 3 » آن اشتغال مىنمايند « 4 » بيست و هشت عدد « 5 » است اول آن « همزه « 6 » » و آخر آن « ياء » و در تعيين « 7 » « الف « 8 » » خلاف كردهاند « 9 » . بعضى كه همزه « 10 » را اول حروف تهجى مىگيرند گفتهاند : « الف » آنست كه در « لام الف » است و جهت آنكه ساكن است او را با « لام » تركيب كردهاند « 11 » چه بانفراد ذكر نمىشايست و تخصيص او در تركيب به « لام » از آن جهت است كه « لام » را در تعريف با الف تركيب مىكنند و بدين سبب ايشان را با هم مناسبتى هست و درين صورت نيز به علت مناسبت « الف » را با « لام » تركيب كردهاند و با حرفى دگر نكردهاند . و بعضى ديگر برآنند كه اول حروف تهجى « الف » است و چون او را حركت دهند « همزه » شود « 12 » و در قرآن مجيد كه افصح كلام است « الف » در « 13 » تركيب مقدم است مانند : « الم » و « المر » و « المص » « 14 » و غير آن و از اين دليل تقديم « الف » ، بر ساير حروف تهجى لازم مىآيد « 15 » . اكنون گوييم مجموع تراكيب از تركيب اين حروف با يكديگر مستنبط است اما استعمال مذكور در لغات فرس وضعى « 16 » ديگر دارد و آنچنانست كه : « 17 » هشت « 18 » حرف در تركيب عرب مستعمل هست « 19 » مانند : « ضع » ، « حظ » ، « ثص » ، « قط » كه در لغت فرس نيايد مگر بعضى از آن در لغت ماورا النهريان و آن « عين » و « حاء » و « ثاء » و « طاء » و « قاف » باشد و چهار حرف ديگر فارسيان بر سبيل فرعيّت الحاق كردهاند كه عرب استعمال نكند و تلفظ به آن فصيح نداند و آن حروف « پى » و « چيم » و « ژى » و « گاف » است و بعضى « قاء » و « ژى » هم بر سبيل ندرت الحاق كردهاند مثلا گويند : « پى » فرع « با » است
--> ( 1 ) - ط : « مقدم است » ندارد ( 2 ) - ك : ندارد ( 3 ) - ط : بتعليم ( 4 ) - ك : نمايد ( 5 ) - ك : حرف ( 6 ) - ط : حمزه ( 7 ) - ك : تعين ( 8 ) - ط : آن ( 9 ) - ط : كردند ( 10 ) - ط : حمزه ( 11 ) - ط : كردهاند تركيب ( 12 ) - عبارت « ك » از اول تا اينجا چنين است : « بعضى همزه را قرار دادند و بعضى الف را و بعضى گويند الف آنست كه در لام الف است به جهت آنكه بانفراد ذكر نمىشايست و بعضى گويند كه چون الف را حركت دهند بهمزه گردد » ( 13 ) - ك : بر ( 14 ) - ط / ك : آلم و آلمر و آلمس ( 15 ) - ك : و برين دليل الف مقدم است ( 16 ) - ط : وصفى ( متن از فروزانفر ) ( 17 ) - ك : از « اكنون » تا « كه هشت » ندارد ( 18 ) - ط : هشت حروف ( 19 ) - ط : نيست