محمد بن هندوشاه نخجوانى
14
صحاح الفرس ( فارسى )
« و چيم » فرع « جيم » و « ژى » فرع « زاى معجم » و « گاف » فرع « كاف « 1 » » و « قاف » فرع « واو » و بعضى آن را فرع « فا » نيز گيرند و علامت اين فروع تا از اصول ممتاز شوند آنست كه هر يك را سه نقطه باشد و اصول را هم نبود . اكنون چون در همه « 2 » لغات فرس « باب الف » را بر ساير ابواب مقدم داشتهاند درين كتاب نيز اقتداء بهم بر مذهب آن قوم كه « الف » را اول حروف مىگيرند و چون متحركست همزه « 3 » خوانند « باب الف » را بر ساير ابواب مقدّم داشتيم و چون مجموع كتاب مشتمل است بر بيست و پنج باب بر ترتيب حروفى كه خواهد آمد چهارصد و سى و يك [ فصل ] و دو هزار و سيصد لغت است .
--> ( 1 ) - عبارت « ك » چنين است : « و هفت ( ظ - هشت ) حرف در لغت عرب هست كه در لغت فرس نيايد مگر بلغت ماور النهر و آن غ ( ظ : ع ) ب ( ظ : ث ) ح ، ط ، ق ، باشد و چهار حرف ديگر هست كه فارسيان بر سبيل وراعت ( ظ : فرعيت ) ملحق كردهاند و هر يك را سه نقطه باشد مثلا پ فرع ب و چ فرع ج و ژ فرع ز و گاف فرع كاف » ( 2 ) - ط : توهم چون درهمه ( متن تصحيح قياسى ) ( 3 ) - ط : حمزه