محمد بن هندوشاه نخجوانى

مقدمهء مصحح 18

صحاح الفرس ( فارسى )

فراهم مىشد از نظر استاد راهنما بديع الزمان فروزانفر مىگذرانيدم و استاد عنايت كرده ، موارد مشكل را اصلاح مىفرمودند . ايشان حقى عظيم در تشويق من و تصحيح اين كتاب خاصه در حل مشكلات ديباچه كه از عهدهء ديگران ساخته نبود دارند . از آغاز سال 1335 بمناسبت انتشار آگاهىهايى از صحاح الفرس يا نقل قسمتهايى از آن در كتب معتبر ايران و توضيحاتى كه خودم عند اللزوم مىدادم ، اين كتاب هر چه بيشتر شناخته گرديد و اعتبارى در نزد آگاهان بهم رسانيد و در كتب مختلف ذكر آن مذكور افتاد . نام اهم آن كتابها را به ترتيب تاريخ انتشار در اينجا ياد مىكنيم : 1 - مانى و دين او - دو خطابهء سيد حسن تقىزاده در انجمن ايرانشناسى . « 1 » 2 - مجلهء دانشكدهء ادبيات در مقالهء « كهن‌ترين دست‌نويس لغت فرس اسدى » . « 2 » 3 - برهان قاطع . ( مجلد چهارم ) . 4 - فرهنگ بهدينان . « 3 » 5 - جوامع الحكايات و لوامع الروايات . « 4 » و « 5 » تا نهم تير ماه 1336 حدود دوازده باب از كتاب يعنى تا باب سين را از نظر استاد راهنما فروزانفر گذرانيدم و از اين تاريخ ببعد بسبب درگذشت همسر جوان و فداكارم با اينكه زندگانى من پاشيده شده بود و آشفتگىها و نابسامانيهاى خانوادگى روزافزون مىگرديد بااين‌حال درنگ را جايز نديدم و بهر ترتيب بود ابواب بيست و پنج‌گانهء كتاب را مرتب كردم و در سىام آبانماه 1338 در جلسهء دفاع با حضور استادان گرانمايه آقايان بديع الزمان فروزانفر و ابراهيم پورداود و دكتر محمد معين تصحيح كتاب بتصويب رسيد . چون نمىخواهم اين گفتار پردراز شود آن را با يادآورى چند نكته پايان مىدهم . اين كتاب حاصل تجارب استادان ادب فارسى و آيينه‌اى از زندگانى ايرانيان تا قرن هشتم هجرى است و بسيار سخنان نغز در آن توان يافت و هر چند گاهى الفاظ و اشعارى كه امروز پسنديده نيست در آن مىبينيم ولى ذكر اين الفاظ و اشعار از قديم خاصه در كتب طب و لغت معمول بوده و هيچ‌يك از اين كتابها از اين عيب بر كنار نمانده است . از قرن هشتم هجرى ، بخصوص از عهد صفويه ببعد ما نام كسانى را در تاريخ ادبيات مىخوانيم كه راه‌هاى تازه‌اى بقول خود پيش پاى مردم گشوده‌اند . اين كسان كه نمىخواهم نام آنان را در اينجا ياد كنم از يك سو در عصر خود از نامداران بوده‌اند و از سوى ديگر ما چون سخنان آنان را نيك مىسنجيم دچار شگفتى مىشويم زيرا با آنچه معمولا ما بدان ادب يا دانش مىگوييم سازگارى ندارد و درس خواندگان و كسانى كه مكتب ديده‌اند از خواندن و شنيدن گفتارشان مىرمند و گيج مىشوند . اين كتاب پرده از بسيارى از آن سخنان برميدارد و با يك روش ساده تأثير گويندگان و كتب لغت را در ظهور و پيشرفت آن انديشه‌ها آشكار مىكند و هر چند به ظاهر لغت‌نامه است اما

--> ( 1 ) - ص 520 - 521 ( لغات : ارثنگ - انگليون - مانى ) . ( 2 ) - شمارهء سوم از سال سوم فروردين 1335 بقلم آقاى دكتر صادق‌كيا استاد دانشگاه . ( 3 ) - ص 6 لغت « مزكت » در پيشگفتارى كه بقلم استاد پورداود بر اين كتاب نوشته شده . ( 4 ) - ص 5 - ص 39 قسمتى از لغت « درفش كاويان » . ( 5 ) - اينها انتشاراتى است كه بسال 1335 بيرون داده شده و در سالهاى بعد هم كتابهايى از كار من ياد كرده‌اند كه عبارتند از « الذريعة الى تصانيف الشيعة » در بخش دوم از جلد نهم ص 636 و ص 544 كه بسال 1338 انتشار يافته و « تذكرة شعراى معاصر ايران » جلد دوم ص 213 كه در آذرماه 1337 پراكنده شده .